تبلیغات
دایره المعارف ترکمنی بایراق - مطالب آذر 1386

دایره المعارف ترکمنی بایراق


ضرب المثل ترکمنی

ماتال ترکمنی

ترکمن آدلری

ارتباط با مدیر

متین قزلجه (119)

وضعیت در یاهو

 

ID: matin_ghezeljeh

نظرسنجی

مردم ترکمن در تقابل با فرهنگ های دیگر چقدر توانسته اند نسبت به حفظ فرهنگ و سنن قوم خود موفق باشند؟

جستجو در وبلاگ

  

لوگو


 

 

ذكر خنجر و پرخوانی

یكی دیگر از آداب و سنت های اجتماعی تركمن ها رقص نمایشی ذكر خنجر است كه در مراسم مختلف نظیر عروسی ها ، جشن آق آش و ... اجرا می شود .«برخی از محققان معاصر ، رقص خنجر تركمن را همانند آیین گواتدر بلوچستان و آیین زار در خلیج فارس می دانند و این نوع آیین و مراسم را علاج بیماری های روحی و روانی می دانند و به ویژه آیین پرخوانی را به دشمن مرتبط می سازند.»

در دورانهای باستانی ، بیماریهای روانی را با نی و ساز چاره می كردند و بر بالین بیمار تار می نواختند. امروزه نیز این باور در میان تركمنها وجود دارد كه وقتی بیمار مبتلا به سرخك می شود نی می نوازند تا با آهنگ خوش و شاد بیماری رابطه نداشته و از تن بیمار فرار كند .
ذكر نمایشی از عرفان نشأت می گیرد. امروزه ذكر نمایشی را با نامهای «رقص خنجر» و پر خوانی می شناسند.

« پرخوانی لغتی فارسی است كه در زبان تركمنی به اشخاص جادوگر گفته می شود پرخوان را لفظ تغییر یافته پری خوان نیز دانسته اند. » ذكر خنجر حالت مذهبی دارد . در دوره های قبل از اسلام آنرا شمشیر به دست انجام می داده اند و نام خنجر نیز به همین جهت روی آن مانده است . در این زمانها تركمن ها قبل از رفتن به میدان جنگ شمشیر به دست حركاتی انجام می داده اند و از خدا می خواسته اند كه آنان را در جنگ پیروز كند.

این مراسم كه جنبه رزمی- مذهبی داشته است بعدها به صورت سمبلیك در می آید.برخی از محققان نیز در كتب تحقیقی خویش ذكر را « محبوب ترین ورزش جوانان تركمن» دانسته است. در تركستان نوعی رقص سنتی به نام رقص خنجر اجرا می شود كه شباهتی به اعمال صوفیان دارد.

نحوه اجرای ذكر:

در حالت ایستاده

 -1آیا دوسلار برادر لار الیمدان شونقاریم اوشدی
توتای دیسام قولیم تیمز ایكی باقیم اوزلیب قاجدی
آمین خدا ، آمین خدا
هو ، ها ، هو (در حالت حلقه زدن)
در حالت ایستاده
2- ای كریم بوباكریم قادر خدا سندان مدد
بار چالارنینگ آتاسی آدم حواسندن مدد
هر نه بولغای كل عالم انبیاء سندن مدد
فخر عالم حق حبیبی مصطفی سندن مدد
هو ، ها ، هو
3- ای آلای آلای ، ای آلای آلای
ای گوزیم سنی ای گوزله یار ای دیلیم سنی ای سوزله یار
ای قلبیم سنی ای اسله یار آلای آلای آلای
استه یور آی آلای آلای
استه یور هو ، ها ، هو


ترجمه:
1- آیا یاران برادران مرغ شاهینم ز دستم گریختن
دستانم بگرفتن آن قادر نیست زیرا دو دستم از بدنم گسیخت
خدایا مرا یاری ده هو ، ها ،هو
2- ای كریم كار ساز قادر متعال از تو مدد
ای آدم و حوا نیای انبیا از تو مدد
ای حبیب فخر جهان محمد مصطفی از تومدد
هو ، ها ،هو
3- یا رب ، یا رب ، یا رب
چشمانم ترا می نگرد زبانم گویای توست
قلبم ترا می خواهد یا رب یا رب
ترا یا رب یا رب
ترا هو ، ها ، هو
تعداد افراد در ذكر مطرح نیست گاهی 6 و گاهی 8 و یا افراد بیشتری به میدان می آیند.

منبع: کلوب ترکمن

http://www.cloob.com/club.php?id=8612

تهیه و تنظیم: تایماز نوری یانی

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ آداب و رسوم

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

آواز ، موسیقی «آیدم لار»

موسیقی تركمنی ، همانند موسیقی سایر سایر ملل كه ریشه در عقاید مردم دارد ع از ذهن مردم و اوازهای آنان الهام می گیرد ، نوازنده به زبان تركمنی «بخشی» نامیده می شود . كه معنی آن متفاوت است «در ایام اوغورها» ، بخشی به كسی كه خط اوغوری را بتواند بخواند اطلاق می شده است و یا در زبان چینی كلمه « بخشی» از كلمه «پاكشی» به معنای استاد و كسی كه حالات شاهان را به خود می گرفته اطلاق می شده است . و برخی نیز معتقدند كه «بخشی» ریشه آریایی داشته به معنی بخش كردن و تقدیم داشتن آمده و گروهی معتقدند كه این بخشی كلمه ای مغولی است . بخشی ها ، زبان گویای مردم تركمن بوده و در ایامی كه نگارش كتبی وجود نداشت ، رسالت عظیم ادامه دادن روایات ، داستانها ، نقل ها و اساساً حركت تاریخی – فرهنگی را مردانه بدوش كشیدند .

نخستین گروه از این رادمردان را می توان «باباقورقود» قهرمان دوره اغوزی و پیشگوی قوم دانست ، وی با «قویوز» دوتار خود داستانهای عامیانه اغوزها را برای ما به یادگار گذاشته كه تحت عنوان «اوزان» مطرح است . بخشی های تركمن در طول تاریخ سراسر رنج و محنت و زحمت ، شادی ها ، دردها و آرزوهای مردم را با «دوتار» خود كه اصطلاحاً به آن «تامدره» (تنبوره) نیز می گویند بازگو كرده اند.

درباره چگونگی پیدایش «دوتار» اطلاع دقیقی در دست نیست «طبق روایات گویا نخستین بار شخصی به نام «بابا قنبر» كه از مریدان حضرت علی (ع) بوده از تارهای نازك دم اسب آلت طربی شبیه دو تار تركمنی بوجود آورده كه بتواند با آوای خوش خود ، اسب را به وجد آورد.»
اصولاً دوتار را از درخت توت یا گردو درست می كنند . همچنین زمان قطع آن درخت ها نیز اهمیت دارد . چرا كه مدت بیشتری از قطع درخت گذشته باشد ، بر مرغوبیت دو تار تأثیر می گذارد . دسته دوتار را هم از چوب گردو و یا چوب زرد آلو می سازند .

برای ساختن دوتار ابتدا چوبی به قطر شصت سانتی متر و طول چهل سانتی متر می بریم . سپس مقطع چوب را به چهار قسمت مساوی تقسیم می كنیم . بدین ترتیب هر یك چهارم برای ساختن یك دوتار مورد استفاده قرار می گیرد . سپس چوب بدست آمده را به اندازه های 40 *20 *20 سانتی متر در می آوریم .سپس كاسه دوتار را در قسمت بیرونی چوب رسم كرده ، شروع به كندن آن می كنیم.در وصل كردن بسته به كاسه به هیچ وجه از میخ اشتفاده نمی كنند ، بلكه از چسب مخصوص استفاده می كنند .چسب بعد از چهل و هشت ساعت كاملاً خشك می شود و قافان (سرپوش كاسه) را كه قبلاً تنور پخته و خشك شده است به آن می چسبانیم و به مدت چهل و هشت ساعت آن را تحت فشار قرار می دهیم.برای درست كردن قافان (سرپوش كاسه) باید از توت نر استفاده شود. زیرا كه خطوط چوب توت بسیار به هم نزدیك است و در طنین صوت دخالت دارد . برای ساختن قافان ابتدا از چوب توت نر پخته ای به ابعاد 20 *40 و به ضخامت یك سانتی متر تهیه می كنیم و آن را درداخل تنور می اندازیم تا كاملاً سیاه و خشك شود . بطوریكه تمام نم چوب از بین برود . سپس آن را می سایند و برای دوتار آماده می كنند . از قسمت انتهای دوتار سی و هشت سانتی متر جدا كرده ، پرده ای می بندیم . این آخرین پرده دوتار است . حال از این پرده سی و هشت سانتی متر از دسته دوتار جدا كرده ، پرده های دیگر می بندیم . این همان پرده اول دوتار است . بدین ترتیب در فواصل این پرده پرده های دیگری نیز قرار می دهیم . دوتار سیزده پرده دارد . اكنون دوتار آماده شده است .

بخشی ها اشعار آواز خود را از شعر شاعران تركمن چون مختومقلی فراغی ، كمینه ، ملانفس ، كوراوغلی می گیرند . موسیقی بزرگ تركمن را «مقام» می گویند كه در حدود 500 مقام تركمنی وجود دارد كه هر كدام سبك و میزانهای خاصی دارد .

منبع: کلوب ترکمن

http://www.cloob.com/club.php?id=8612

 تهیه و تنظیم: تایماز نوری یانی

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ موسیقی

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 نیراگیتسنگ آسمان بیردیر!

هرجاکه بروی آسمان همین ‌رنگ‌ است! 

دابان آستی قارا یردیر!   

و زیرپایت زمین ٫ همان!

بای‌دا - بولسانگ کؤنگول خوار دیر!          

ثروتمند هم که باشی دلبستگیها خوارند!

کؤییدیرگچن گؤللرسنی!         

و تو افسوس روزهای سپری شده عمرت را خواهی خورد!  

قانات باغلاپ اؤچ آسماندان!

 پس پرنده شو وبه پرواز درآ !

آق بؤلوت بول گؤچ آسمان دان!

ابرسفیدی باش که ازآسمان می‌کوچد!

یاغیش بؤلوپ دؤش آسمان‌دان           

و مانند باران از آسمان فروریز!

ایچسین تشنه گوللر سنی!                   

شاید که گلهای تشنه راسیراب کنی!

شعراز: ستارسوقی

 

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ زبان و ادبیات

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

رنگبندی

فرش ترکمن، در دورانهای گذشته، تنها از رنگهای گیاهی و سنتی بهره می گرفته است، اما در فاصله ی دو جنگ بین الملل، رنگ های طبیعی که معروف ترین آنها روناس و قرمز دانه بود از بین رفت و رنگ های شیمیایی جای آنها را گرفت. از ره آورد این جنگها، از بین رفتن رنگ سرخ تیره ی (فلفلی) قدیم بود که به جای آن قرمز روناسی (آنیلین)، استفاده
می شود.

رنگ در فرش ترکمن محدود است. سابقاً پنج رنگ سفید، سیاه، سبز تیره، لاکی تیره، و لاکی متمایل به زرد در فرش ترکمنهای ایران به کار می رفت ولی هم اکنون با تلاش افرادی همچون نیاز جان نیازی این رنگها به عدد دوازده رسیده است تا فرش ترکمنی ایران بتواند گاهی در راه پیشرفت بگذارد. رنگهایی که او افزوده عبارتنداز: طوسی، دارچینی، عبایی، قهوه اییروشن، قهوه یی تیره، طلایی، نخودی و آبی آسمانی، زیتونی، سرمه یی، سبز، مشکی، لاکی.

رنگرزی 

ترکمنها رنگها را از گیاهان مختلفی همچون روناس، برگ مو، پوست انار، پوست گردو، اسپرک به دست آورده و برای رنگ قرمز از قرمز دانه استفاده می کنند، رنگ سرمه ای نیز از نیل بدست می آید.

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ فرش

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

12- مُصایب / مصاحب = ساقدوش

مصایب جوانی است هم سن داماد و نزدیکترین دوست او. در گذشته – حدود 40 سال پیش – مخارج شب عروسی – که پذیرایی از دوستان داماد است – به عهده ی مصایب بود و خانه پدری این دوست را به عنوان محل پذیرایی «مصایب جای » می گفتند.

اما امروزه ، جوان ترکمن ، راسا مخارج شب عروسی را عهده دار می شود و پذیرایی از دوستان را همراه با پذیرایی پدر و مادر خود از دوستان و آشنایان، در خانه ی پدری برگزار می کند. زمان این پذیرایی شب قبل از عروسی است. در این شب بعد از صرف شام، کسانی که مایل به کمک نقدی باشند. مبلغ مورد نظر خود را به نماینده ی داماد می پردازند و او هم نام کمک کنندگان و مبلغ کمک ار در دفتری ثبت می کند تا داماد نیز در آینده، جبران کند. بزرگترها رأسا به پدر و مادر داماد تقدیم می کنند.

بعد از صرف شام و جمع آوری کمک مالی ، مراسم جشن سرور آغاز می شود که با ساز و آواز و ... همراه است.این مجلس تا نصفه های شب ادامه دارد و در ضمن آن، ساعت عروس کشان را  که معمولا ساعت 9 یا 10 روز بعد است به مهمانان اعلام می کنند تا کسانی که مایل هستند در کاروان عروس و عروس کشان شرکت کنند.

13- بِ وورچی Bewerchi

« ب وور » به معنی گوشه و « چی » پسوند صفت ساز است به معنی صاحب و دارنده.

ب وورچی اصطلاحا به زنی می گویند که معتمد خانواده ی عروس – در خانه ی عروس – و داماد – در خانه ی داماد – است. وی در گوشه ی از « اُی / آلا چیق ترکمنی » یا اتاق در نزد ( یک جانشین ها ) می نشیند در حالی که صندوق چوبی ، پیش رو دارد و ضمن تحویل گرفتن هدایای مدعوین – که عمدتا زن هستند – متقابلا هدایایی تقدیم می کند.

14- کُجه وه / کجاوه

کجه وه در گذشته های دور اتاقکی بود از جنس پارچه های رنگین و معمولا چهل تکه که آن را بر روی شتر یا گاری ( اسبی – گاوی) نصب می کردند و از درون و برون می آراستند. از این اتاقک برای انتقال عروس و ینگه های او به خانواده ی داماد استفاده می شد و از سقف آن زنگی از نوع جرس، شبیه ناقوس کلیسا می آویختند تا بر اثر حرکت شتر یا گاو به صدا در آید. صدای زنگف بیانگر جشن و سرور و عروس کشان بود.

اما امروزه کجه وه اتومبیل های آخرین مدل است که به وسیله گل وگیاه و نوار های رنگین تزیینئ می شود و مرکب از دو دستگاه است یکی مخصوص عروس و دو تن از ینگه های او، دیگری مخصوص داماد و دوستانش.

متاسفانه امروزه با مدرنیزه شدن تمام زوایای زندگی ، نشانی از آن ساده زیستی دیروزی نیست. بدین جهت ترانه های کجه وه نیز از یاد ها رفته است و دیگر آواز آشنایی به گوش نمی رسد تا آن گنجینه های ارزنده را که صفا بخش روح ها و دل هاست، زینت بخش فرهنگ عامه ی ترکمن کند.

آن زمان که کجه وه اتاقکی چادری بر روی شتر بود و عروس را به خانه ی داماد می آورد، یکی از خواهران داماد یا نزدیکترین زن به داماد، با صدای بلند می خواند:

اؤل گلیان کجه وه            اوون ثب دیدیم اجه مه

بارینگ آیدینگ دیدأمه        قاراشثین گله جه مه

ترجمه: آن چه می آید کجه وه است. به مادرم گفتم: به کجه وه آرد بپاش.( آرد پاشیدن به کجه وه نشانه ی آرزو برای سپید بختی است.)

به برادرم بگویید: منتظر گلجه باش.

و خواهری دیگری می خواند:

آق مایانینگ آغرامنی           یؤل گؤتارر ان شاءالله

اؤز دوغانمینگ نازینی           قیزگؤتأرر ان شاءالله

ناز شتر سفید را – که به آن کجه وه بسته اند- جاده تحمل می کند.

و ناز برادرم را عروس خانم، ان شاءالله

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ آداب و رسوم

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

8- مرحله ی اوربا یایراتماق

یک روز قبل از مراسم قودابولماق، مادر داماد جشن کوچکی با حضور زنان فامیل وهمسایه ها ترتیب می دهد واز آن ها میخواهد تا او را در پختن نان روغنی « قاتلاما » یاری دهند. دراین جشن کوچک که آن را « اوربا یایراتماق » می نامند، یکی ارد را الک می کند، یکی دیگ بزرگ چدنی را بار می گذارد، یکی آرد را خمیر می کند، یکی خمیر را به صورت ورقه های نازک و مدور در می آورد. یکی این ورقه ها را به صورت چند لایه روی هم می گذارد، یکی لابه لای ورقه های خمیر ، روغن می مالد و . . .

خلاصه هر کس در حد توان و تخصص خود گوشه ای از کار را می گیرد. در نهایت دوازده عدد قرص نان روغنی «قاتلاما» را برای بردن به خانه ی عروس، کنار می گذارند. - در حالی که به سطح آن  شکر پاشیده اند- و تعدادی نیز بین زنان حاضر به عنوان تبرک تقسیم می کنند.

9- ثاغت بل لِ مک / تعیین روز سعد برای عروسی

ثاغت بل لِ مک مراسم مختصری است در خانه ی پدری عروس که در آن، زنان دو خانواده (معمولا مادر، خواهر، زن برادر عروس و زن برادر داماد) تاریخ و روز عروسی را تعیین می کنند. این روز حتما باید یکی از روزهای سعد باشد.

ترکمن ها روزهای هر ماه قمری را که عدد آخر آن به 7 یا 9 ختم شود. از روزهای سعد می دانند که برای انجام اعمال خیر در نظر گرفته می شود. این روزها را اصطلاحا « ثاغتلی گون» می گویند.

10- مرحله پیش برنامه / پذیرایی عروس از دوستان نزدیک خود

این بخش، پدیده ای تازه است و به وسیله ی گروهی تحصیل کرده ی خارج ابداع شده است و در روزگاری نه چندان دور ( حدود 40 سال قبل) وجود خارجی نداشت.

پذیرایی دختر از دوستانش، حدود یک هفته قبل از عروسی، انجام می شود و با ساز و آواز و موسیقی جاز و فیلم برداری و ... همراه است و هیچ مناسبتی با فرهنگ سنتی ترکمن ندارد. این مراسم از غروب آفتاب به مدت 3 تا 4 ساعت ادامه دارد و در طی آن مدعوین هدایایی به عروس خانم تقدیم می کنند.

11- مرحله کارت نویسی

این بخش نیز پدیده تازه ای است و از حدود 10 تا 15 سال پیش باب شده است. در این مرحله – که معمولا 2 هفته قبل از جشن عروسی است- داماد دوستان بسیار نزدیک خود را برای صرف شام دعوت می کند. بعد از شام با همکاری مهمانان، لیستی از اسامی کسانی که باید به عروسی دعوت شوند، تهیه می شود. بعد از تهیه ی لیست و بر اساس آن، کارت عروسی را می نویسند. این کارت ها، حدود یک هفته قبل از جشن عروسی توزیع می شود. در قدیم که صنعت چاپ وجود نداشت، کار دعوت حضوری بود.

 

 

 

 

 

چهارشنبه 14 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ آداب و رسوم

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

4- مرحله ی دوزدادشماق / بله برون

دورداشماق یعنی نان و نمک یکدیگر را خوردن، یعنی نمک گیر یک دیگر شدن که نشان دارد از حرمت نان و نمک در نزد ترکمن ها.

در این مرحله که مرحله مقدماتی نامزدی است (بدون حضور دختر و پسر ) فقط زن های دو خانواده شرکت دارند و طرف داماد هدایایی را که برای عروس آینده ی خود آورده است، تقدیم می کند. ا این هدایا معمولا به شرح زیر است.

الف) یک تخته روسری ترکمنی به نام یایلیق.

ب) یک تخته روسری گلدار به نام چارقد. در قدیم به جای چارقد از یک نوع روسری ابریشمی – بافت ترکمن- به نام چأشو / چادر شب استفاده می شد.

ج) یک قواره پارچه پیراهنی

د) دو ظرف نان روغنی به نام های « قاتلاما ، بشمه»

خانواده دختر نیز بخشی از نان های روغنی را – که خانواده ی پسر آورده است – به عنوان تبرک بین حاضرین تقسیم می کند. این مراس بعد از ساعتی – که با کف زدن ها و شادی کردن ها همراه است – خاتمه می یابد.

در در مرحله ی دوزدادشماق ، تاریخ مرحله بعدی یعنی مرحله «آداماق» تعیین می شود که مرحله ی نامزدی رسمی دختر و پسر است.

5- مرحله ی آداماق / مرحله اول نامزدی رسمی

در این مرحله – که باز هم زنان دو طرف شرکت دارند – بزرگتر خانواده داماد ، نخی باریک و سیاه و سفید را که ب هم تابیده اند به گردن دختر حلق می کند. این نخ را « آلاجایوپ» می گویند.

آلاجایوپ نشانه یکی شدن دو شخصیت متضاد یعنی پسر و دختر است و نیز نشانه توافق آنها برای زندگی مشترک با حذف تضاد های رفتاری.

این مرحله را مرحله ی آداماق نامیده اند یعنی نامزد کردن دختر برای پسر ، بعد از این مراسم، دختر را « آداقلی » می خوانند، یعنی دختری که نامزد دارد.

6- مرحله ی مال کثشمک / تعیین میزان مهریه

برای اجرای این مرحله، طرف داماد به طرف عروس خبر می دهد که در فلان روز یا فلان شب برای تعیین میزان مهریه ، با چند تن از نزدیکان خود – که معمولا پدر یا برادر بزرگ و ... است- خواهند آمد.

خانواده عروس نیز متقابلا چن تن از نزدیکان خود را خبر می دهد. در این مجلس پس از پذیرایی با شیرینی و میوه از قصد و نیت مهمانان سوال می شود. آنها نیز قصد خود را آگاهی از میزان مهریه است ، بیان می کنند.

از این لحظه، چانه زدن ها بر سر میزان مهریه بین دو طرف در می گیرد و سر انجام به وجه غالب در بین مردم رضایت می دهند.

وجه مهریه در روز عروس کِشان یا – بنا به توافق – چند روز یا چند هفته قبل – البته همراه با عقد رسمی به صورت نقد به خانواده ی عروس پرداخت می شود.

7- مرحله قودابولماق / خنچه بردن – مرحله دوم نامزدی

یک یا چند روز و گاهی چند هفته قبل از جشن عروسی ، عده ای از زنان خانواده داماد با قرار قبلی برای اجرای مرحله دوم نامزدی به خانه ی پدر عروس آینده ی خود می روند و با این عمل ، و با این عمل قرابت سببی را صورتی رسمی تر می دهند. در این روز خانواده داماد هدایایی به عروس آینده ای خود تقدیم می کند ( نه به خود عروس بلکه به خانواده ی او به عنوان عروس ) به شرح زیر:

الف) دوازده عدد مجمه / مجمر : هر مجمه محتوی چهار قرص نان قاتلاما . هر مجمه به وسیله ی یکی از زنان فامیل حمل می شود.

ب) چهار عدد کله قند: این بخش ، از زمان پیدایش کله قند و هم زمان با شهر نشینی شدن ترکمن ها به مراسم قودابولماق اضافه شده است.

پ) دؤش: دؤش قسمتی از سینه و راسته ی گوسفند است که به شکل مثلث از بدن گوسفند جدا می شود و معمولا به وسیله زن برادر داماد ( گلّجه) حمل می شود.

ت) گوشواره و گردن بند طلا: این هدیه معمولا به وسیله بزرگترین عروس خانواده داماد، تقدیم می شود.

ث) ساعت مچی: این هدیه به وسیله ی یکی دیگر از زن برادر های داماد تقدیم می شود.

- اگر زن برادری باشد – این رسم قدمت چندانی ندارد.

ج) هدایایی از قبیل روسری، چارقد، کفش، پارچه ی پیراهنی و ...

چ) حلقه نامزدی: معمولا به وسیله مادر یا یکی از خواهران داماد، هدیه می شود.

منبع: کتاب نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها

تالیف: گنبد دردی اعظمی راد

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه 12 آذر 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ آداب و رسوم

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

آخرین مطالب
لینکستان

سایت ها


ترکمنان غیور

Turkmen Yigit

دلنوشته های یک پسر ترکمن

توركمنینگ گؤزه‌ل آدلارئ

تمران

وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه مازندران

سایت رسمی اشک رویا یوسف قلیچ پور

سایت ورزشی گنبد کاووس

اشک رویا

سایت فرهنگی خبری ئیلدز

ترکمن

ترکمن تولز

ارکین

آلادالارئم

جمعیت فرهنگی اجتماعی اولکا کمیش دپه

وب سایت شخصی امان قلیچ شادمهر

هفته نامه همزیستی

گلستان نیوز

سایت فرهنگی ترکمن آنلاین

بارش نیوز (جبهه مشارکت ملی گلستان)

گنبد آنلاین

اولکامیز (سایت اطلاع رسانی آق قلا)

دوتار (دانلود موسیقی ترکمن)

یاشلیق

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گلستان

ویکی پدیا ترکمنی

پایگاه اطلاع رسانی آق قلا

فتو فلیکر بندر ترکمن

انجمن فرهنگی ترکمن های مقیم گوتنبرگ سوئد

هفته نامه سلیم

فصلنامه یاپراق

دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران

طبرستان

انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث

گاهنامه صحرا

ترکمن کلیک

وب سایت بدر

پاراسات

مصلی نماز جمعه اهل سنت گنبدکاووس

نخبگان کمیش دپه

اوزاق یاشا بیگ ترکمن ایلم

دیوان کامل مختومقلی فراغی

ایل- گون

یاغشی یول

تورکمن صحرا مدیا

هفته نامه صحرا

شرکت تعاونی تولید و مشاوره اسب اصیل ترکمن

سارغد (دانشجویان ترکمن دانشگاه سیستان و بلوچستان)

غوشغیلار

ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه اردبیل

یاغتی ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

آق قلا

پایگاه اطلاع رسانی جمعیت ترکمنهای مقیم تهران

سایت خبری و فرهنگی ترکمن صحرا

سایت اطلاع رسانی گنبد

پایگاه اطلاع رسانی استان گلستان

همه سایت ها

وبلاگ ها


تندیس

گرمایش تابشی

برندسازی

بج سینه

تنور گازی

عکس آق قلا

دیهیم بندر ترکمن

زندگی

پنجره ای رو به سخن

با من بمان

آلتین قپبا (مایا)

دلنوشته (هاتیجا)

گل شاد

اٌغلن

یک پسر (نوشته های محمد فرهادی توماج)

مجله ترکمنی میراث

وبلاگ فرهنگی دانشجویان ترکمن دانشگاه علوم پزشکی ساری

اشعار ترکمنی (موسی قزلجه)

اشعار طنز ترکمنی (موسی قزلجه)

ایلیار

مایسا

پژواک (اجو)

دختر طلایی (هانا)

آیراتین

نوشتهای یک جوان ترکمن

ترکمن مدیکال

گل مادر (عایشه)

عاشق ترکمن صحرا

هاتیجا...

MY Friends (آینا)

وبلاگ پسران گنبدی

اشک رویا (یوسف قلیچ پور)

myminds (آیرا)

خاطرات ترک خورده (مرضیه)

پلی بین من و شما (دکتر دیه جی)

دانشجویان ترکمن دانشگاه پیام نور گرگان

زیست پژوهان گنبد کاووس

روستای قرنجیک خواجه خان

دختر ترکمن (جیران)

کم کم درخت می شوم

پیام بازرگانی

دنیای تو

ترکمن های مقیم جم

اهل سنت شمال

بچه های بندر تر کمن

آرمادا

راز گل سرخ (مایا)-(تعطیل شد)

بدون عنوان (ظهری)

ترکمن قیز (گزل)

لبریز از عشق

همه وبلاگ ها

 

 

 


ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک

ابتدای صفحه

Design By: www.Bayragh.ir © 2006-2009

.استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است