تبلیغات
دایره المعارف ترکمنی بایراق - مطالب مرداد 1386

دایره المعارف ترکمنی بایراق


ضرب المثل ترکمنی

ماتال ترکمنی

ترکمن آدلری

ارتباط با مدیر

متین قزلجه (119)

وضعیت در یاهو

 

ID: matin_ghezeljeh

نظرسنجی

مردم ترکمن در تقابل با فرهنگ های دیگر چقدر توانسته اند نسبت به حفظ فرهنگ و سنن قوم خود موفق باشند؟

جستجو در وبلاگ

  

لوگو


 

 

اسب ترکمن اسبی است با اندامی متناسب و قدرتمند که از سرعت و چالاکی بالایی برخوردار است.

در نتیجه پرورش و نگاهداری اسب های وحشی توسط سکاها، به تدریج اسب هایی برآمدند که احتمالا اجداد اولیه اسب های ترکمن بوده اند.

از گورهای سکایی یافت شده در پازیریک واقع در کوه های آلتای، آثاری از اسب ترکمن مربوط به 400 سال قبل از میلاد به دست آمده است. حالت قرار گرفتن گردن، شکل و استخوان بندی صورت و سایر اندام های این اسب ها خود دلیل بر صحت این مطلب است.

سکاها، هخامنشیان و بیش از همه اشکانیان از اسب های ترکمن در سواره نظام خود سود بردند. شاهان سلجوقی و صفوی نیز سوار بر اسب های ترکمن مملکت تحت سیطره خود را گسترش دادند و امنیت بخشیدند و نادرشاه افشار با ترکیب ترکمن و سایر اسب های ایران تا هند پیش رفت.

شاهان از گذشته های دور و سلسله هان در چین گرفته تا خلفای عباسی و سلاطین عثمانی از اسب ترکمن در بخش های مختلف سپاه خود استفاده می کردند. بوسفالوس اسکندر و جهان پیمای ناپلئون، نمونه هایی از اسب های ترکمنی هستند که پای به فتوحات زیادی گذاشتند.

نقاشی های صفوی و قاجار هنوز هم نقش و نگار اسب های ترکمن را در جنگ و شکار شاهان وشاهزاده ها نشان می دهد.

گلچین نظرات جهانگردان راجع به اسب ترکمن را در این سخن مارکوپولو می توان یافت: اسبان ترکمن، نجیب، خوب و تندرست اند. در کشور ایران بهترین و زیباترین اسب های آسیا موجود است.

نقش اسیلمی ها و مادیان های ترکمن به عنوان یکی از نژادهای پایه در به وجود آوردن سریعترین اسب جهان یعنی تاروبرد انگلیسی، امروزه بیش از پیش روشن شده است.

با استفاده از روش تعیین نوع خون مشخص شده که نژاد ترکمن در کنار اسب خزر و سکایی (یابوی امروزی) پایه و منشاء اصلی اسب های مشرق زمین هستند.

موارد استفاده تاریخی اسب ترکمن، نکات ذیل را در اصلاح نژاد آن مدنظر قرار داد: سرعت، استقامت و تحمل بالا جهت طی مسیرهای طولانی در صحرای بی آب و علف، شجاعت، استفاده هر چه بیشتر از اندام های دفاعی و یکه شناس شدن او نسبت به صاحبش. هوش بالا از دیگر ویژگی های این نژاد است.

برنامه های اشتباه نیم قرن گذشته لطمه زیادی به ذخیره ژنتیکی اسب های ترکمن زده است و متاسفانه تعداد اسب های ترکمن خالص و خوب به شدت کاهش یافته است.

امروزه خالص ترین اسب های ترکمن ایران را در منطقه راز و جرگلان از توابع استان خراسان شمالی می توان یافت که بیشترین جمعیت این اسب را دارا می باشد. خوشبختانه در این سال ها توجه بهتری به تولید اسب های ترکمن شده است. تعدادی اندک و پراکنده از این نژاد توسط علاقه مندان در اصفهان، تهران، شیراز و همدان نیز نگهداری می شوند.

نژاد ترکمن دو تیره اصلی به نام آخال تکه و یموت دارد. تیره ها و زیر تیره ها که بر اساس طایفه خود نامگذاری شده اند، از لحاظ ژنتیکی تفاوت چندانی با هم ندارند و فقط برخی اختلافات فنوتیپی دارند. به طور کلی اسبان طایفه یموت که بیشتر در قسمت ایران ساکن بوده اند، جمع تر، کوتاه تر، قویتر، پهن تر و سنگینتر از اسب های طایفه آخال تکه که بیشتر در جنوب ترکمنستان ساکن بوده اند، می باشند. اسب های آخال تکه که امروزه محبوبیت خاصی در جهان دارند و باعث افتخار کشور ترکمستان هستند، ظریف تر، کشیده تر، سرعتی تر می باشند.

در مجموع اسبان ترکمن ایران اعم از یموت، اکوتیپ جرگلان، آمیخته چناران و ... اسبان موفقی در مسابقات بوده و در رشته های مختلف سوارکاری حرف های بسیاری برای گفتن دارند.

خصوصیات ظاهری اسب ترکمن:

قد: اغلب 158 - 148 سانتیمتر

سر: صورت کشیده، خشک، استخوانی و ظریف، چشم ها براق و حدقه برجسته، گوش ها بلند و نازک و خوش فرم و کاکل کم پشت.

گردن: در آخال تکه بلند، باریک، اتصال به سر ظریف و با زاویه عمودی نسبت به بدن ولی در یموت کوتاه تر، عضلانی و قویتر، زاویه عمودی کمتر.

اندام های حرکتی: پاها بلند، خشک و نازک با تاندون ها و مفاصل قوی و متناسب. قلم ها بلند، گام ها نرم و سبک و حرکات باشکوه، سم در یموت قوی ولی در آخال تکه غیر مستحکم، عدم وجود موهای پشت بخلق.

بدن: اسکلت قوی، اندام ها بلند و کشیده و لاغر اما بسیار نیرومند، جدوگاه برجسته، شانه بلند، شیب کمر به طرف جلو و فاقد برجستگی، شکم تازی و در قسمت نزدیک به کپل جمع شده، کپل در طول بدن کشیده.

پوست و مو: پوست فوق العاده نازک ولی سفت، موهای سطح بدن کوتاه، نازک، ابریشمی با درخشندگی خاص، یال بسیار کم پشت و کوتاه، اتصال دم اندکی بالاتر از سایر نژادها، دم در حین حرکت آزاد و پایین.

رنگ: بیشتر رنگ ها در این نژاد دیده می شود که با درخشندگی خاصی همراه است.

 

 

 

دوشنبه 8 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ اسب

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

نامه سن(توچیستی؟)


اصلا سنی گورمه میشم دلداریم!
قمری می سن؟بلبل می‌سن؟نامه سن؟
غمگین کونگلوم خیالینگدا آلدارام!
باغ ایچینده گل- گل می سن؟ نامه سن؟
قراقچی مینگ،یا سید مینگ،هوجا مینگ؟
یا ساقی مین؟یاشراب مین،یاجام مینگ؟
یا ییل می سن؟یاگوندیز مینگ،گیجه مینگ؟
یا آی می سن؟یا گون می سن؟نامه سن؟
آلتین می سن،کوموش می سن؟نور می‌سن؟
یاعرش می سن؟یاکرس می‌سن؟یر می سن؟
یایاقوت مینگ؟یامرجان مینگ؟در می سن؟
یاچراغ مینگ؟یا روشن مینگ نامه سن؟

مختومقلی فراغی


 

 

دوشنبه 8 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ زبان و ادبیات

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

طرحهای رایج فرش ترکمن

نقشه های ترکمنی اصیل همه تکراری هستند، یعنی از تکرار یک یا چند نقشمایه شکل می گیرند. "جان تامپسن" ویژگی نقوش قالی ترکمن را اینگونه توصیف می کند:

ویژگی بافت ترکمن "گل" است. هر کسی روزگاری عملاً دراین اندیشه رفته است که این نقش های دقیق چه معنایی دارد. اغلب نظریه ها می گویند که نقش های قالی ترکمن نشانه چیزی است، از جمله نظام آبیاری و مزارع، چادرهای یک اردو، و انواع گل. اندیشه ی دیگر این است که نقش های ترکمن از طرح های در هم رفته و رایج دوره ی تیموری گرفته شده است. این نظریه مبتنی بر شباهت گل های ترکمنی است با نقش های قالی هایی که در مینیاتورها تصویر شده است. متاسفانه شباهت فقط سطحی است ....

نقش های تمرکز یافته از جمله نیلوفر آبی، شقایق، ابر، موج و نمونه های دیگر رایج هنری از شرق به هنر آسیای مرکزی راه یافته اند. آنها را از قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) در قالی ترکمن واز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) در قالی های ایرانی می توان دنبال کرد....

به عقیده او ترکمنها نقشها را متمرکز (درهم فشرده) می کرده اند. انزوای فرهنگی آنان را در حفظ طرحهای کهنه کمک کرده است. اگر نقشی در قالی قدیم ترک (عثمانی قدیم و ترکیه امروز) پیدا شود کلید کار است.

طبیعی است که تا همین حد اشکالات فراوانی بر این نظریه وارداست، به طوریکه می دانیم، "نیلوفر آبی" یا لوتوس از کهن ترین زمانها در هنر ایرانی رایج بوده است و در آثار پس از اسلام نیز همیشه دیده است.

به عقیده "جان تامپسن" حلقه ابر نماد هر گونه حلقه، روزنه و امثال آن است. و رواج این نقش در قالی های ترک (آسیای صغیر) را به شکل گیری گل ترکمنی مربوط می داند. این حلقه ابر شناخته در ایران "میله بندی و در میان ترکمنها دمیر چین" (آهن چین) است و در نقش قالی بر مینیاتورهای قرن هشتم هجری دیده می شود.

جان تامپسن ترنج هشت گوشه قالی ترک در قرن دوازدهم هجری را منشأ گلهای ترکمنی می داند در حالی که تنها بخشی از ظاهر آنها به هم شباهت دارد. و نموداری نیز در این مورد ارائه داده است. مهمترین مسأله در این است که محققانی نظیر تامپس هیچ گاه به نام اصلی این گلها توجه نمی کنند.

در صورتی که گلی از حلقه ابر یا هر چیز دیگر گرفته شده باشد باید نشانی هر قدر هم کوچک وناچیز از آن سرچشمه در این گلها باشد، در حالی که حتی یک نمونه نمی توان یافت که آنرا بتوان به هنر چین یا آسیای مرکزی پیوند داد.

ترکمنها گلهای اصلی قالی خود را نامهایی داده اند که صورت مهمترین آنها و معنی نام آنها مسائل بسیاری را روشن می کند.

"و چه زیبا گفته است بوگولیوبرف محقق نامی فرش ترکمن"

در فرش ترکمنی، ما به یک منبع زیباشناختی  از کار و تلاش گروهی بر می خوریم که طی نسلهای متوالی گرد آمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در کمین این باز مانده های گرانبهای زمانهای دور دست و کهنه باشد همانا، شرایط تمدن و تاراجگری زندگی کنونی ماست.

مهم ترین گلهای قالی ترکمن چنین است:

فیلپی گول 

Filpay gül

به معنی نقش کف ای فیل. نام گل بزرگی است
(قابل مقایسه با چپات اشتر در سیستانی به معنی کف پای شتر).
 

 چمچه 

čemče

به معنی چمچه یا چمچه. چمچه لغت فارسی است به معنی قاشق گود. 

 کجبه 

kejebe

به معنی کجاوه و گرفته از تلفظ بسیار قدیم واژه یعنی کجابه 

گولی گول 

Gulli gül

به معنی نقش گل گلدار و آن نقش مایه یی است دارای گل های ریز 

دغا 

doqā

به معنی طلسم. در ترکی ریشه ندارد و همان دعاست. 

سکیز کله 

Sekiz kelle

به معنی هشت کله. ترجمه از فارسی است. 

سکیز قاپی 

Sekiz gāpi

به معنی هشت در. ترجمه ی نادرست هشت بر است. 

چرخ پلک 

Čarx palak

به معنی چرخ فلک. 

آینا؛

آینا گل 

āynā göl

به معنی نقش آینه. 

آت ایاقی 

āt ayāqi

پای اسب به تقلید از فیلپی گول 

همانگونه که قبلاً ذکر شد، اکثر نقوش قالیهای ترکمنی از آنجائیکه بر گرفته از اشیاء کاربردی خاص و یا  نمونه های طبیعی مشخص هستند لذا در اکثر موارد به همان نام، موسوم شده اند. که برای نمونه موارد زیر را ذکر می نمائیم:

آدینه که به معنی اذین (زیور) است و به شکل یک زیور زرین هم هست؛ آینا؛ آینه؛ آیناقوچک (ترکیبی از آینه و قوچک)؛ اتنک، آذین )آذینک)؛ آلا و ترکیب های بسیاری با آن (سرخ، چند رنگ)؛ آق سرای (سرای سپید)، آلتی بازار (شش بازار، تقلید از چهار بازار، چهار سوق فارسی)؛ آلماباغی (باغ سیب)؛ اره گل (ترنجی که حاشیه ی دندانه دار، مثل اره دارد)؛ بادام؛ برکرک (رگبرگ)؛ بستان (بوستان)؛ بغلک (بغلک ستون، اصطلاح معماری)؛ بوتا (بوته، بته)؛ بورک (سه گوشه، سیستانی: بورک)؛ پارسی گل؛ پچ (پیچ)؛ پنجه گیره (دستگیره، پنجه گیره)؛ تاواقچا (طبقچه)؛ ترس حلقه (حلقه ی بر عکس)؛ تکبنت (ترک بند)؛ تمیر چین گل (ترنج آهنین، ترنج دارای میله بندی)؛ تومار (طومار)؛ تویه تاپان (پای شتر، سیستانی: چپات اشتر؛ این اصطلاح ترکمنی، ترجمه است).

سکر گل (شکر گل، گلشر)؛ سکر گیشیک (آب نبات)؛ تلبرگ (رگبرگ)؛ جودور (چاودار، جودانه)؛ جوز (juz، جوز، گردو)؛ چتنک (چیده، شطرنجی، سیستانی: چیتانک)؛ چرخ پلک (چرخ فلک)؛ چمچه (چمچه)؛ چووال گل(ترنج جوال)؛ قارچین گل (ترنج خورجین)؛ خمتز (خمتاز، قیقاج)؛ خوناوا (خونابه، لکه ی سرخ)؛ هراتی (شبیه ماهی درهم)؛ دالموچ (دالموش)؛ دغا (دعا، بازوبند)؛ دغدن (داغدان)؛ رگمه (رگه، ردیف)؛ زولفی زر(زلف زر، رشته ی زرین)؛ زنجیر لیک (زنجیره)؛ ساری گیره (گیره ی زرد؟)؛ ساندیق (صندوق، نوعی ترنج، مقایسه کنید با کلاردشت: صندوقی به معنی ترنجدار)؛ سگداغ گول(گل سگداغ، داغ سگ)؛ سیمک؛ شخک (شاخک)؛ شهی نوز(شهنواز)؛ شیر پنجه (پنجه ی شیر)؛ غازایاق (پای غاز، پنجه ی غاز)؛ قچک (قوچک، سر قوچ)؛ کاساکلکن (کاسه ی گلکن، کاسه ی گلین که از خود نقش دارد)؛ کرمک (نقش ریز)؛ کمر (کمر)؛ کله (کله)؛ کویر گه (دنده، ترجمه ی غلطی از دندانه)؛ گلین بارماق (انگشت عروس، ترجمه از فارسی؛ در فارسی انگشت عروس، ابروی عروس و ... نام چند نقش است)؛ گول (gül، گل)؛ گولی گل (گل گلدار، ترنج گلدار)؛ قورباغا (قورباغه)؛ گولپر (گلپر)؛ گومبذ (گنبد)؛ گیجک (کجک، زلفین)؛ گیره (گیره)؛ گیلیم (گلیم، نقش گلیم)؛ مشتی (مشهدی)؛ مورغن (مرغان)؛ میحراب (محراب، مهراب)؛ نقشی گشت (نقش گشت، شطرنجی)؛ نلداغ (نعلدان، داغ حاصل از نعل) و تعدادی دیگر ...

همانگونه که می بینیم اکثر نقشمایه ها نام ترکی دارند ولی ممکن است در میدان هر قوم دیگری دیده شوند.

مثلاً داراق (شانه) از منتهی الیه شمال قفقاز تا میان لرها قشقایی ها و بلوچ ها؛ سو (آب)، آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمام ایران آب یا راه نامیده می شود، آل منجیک (منجوق سرخ) حاشیه ای از دامنه های ریز است که در ایران منجوق مروارید وامثال آن نامیده می شود. بعضی از نقشمایه های آنان هم به اعتقادات قبل از اسلام بر می گردد مثل القم (نوعی نشان)، بش آی (پنج ماه) و گرنه انواع گل (göl) یا آبگیر (برابر ترنج یا حوض فارسی)، جولبارس تاپان (پای پلنگ)؛ دیرناق (ناخن)، اریک گول (گل زرد آلو)؛ ایاق (پا) و ... نامهای عادی برای نقشهای معروف است.

در آثار مردم شناسی به برخی از نشانه های کهن ترکمنها نیز بر می خوریم، نقشهایی مثل نر و ماده (از نقشهای اصیل قوم کوچ نشین) طلسم و امثال آن، دیده می شود.

می توانیم بگوییم که اصولاً عشایر به حسب فرهنگ و نوع زندگی خود نمی توانند نقشمایه هایی پیچیده داشته باشند و اگر اتفاقاً مورد پیچیده ای پیش آید نشان ذوق آزمایی است و بهترین نمونه آن در میان قشقاییها است.

دسته یی از گل های ترکمن به نام ایل معروفند و معمولاً با نام ایل به کار می روند، مثل سالور گل، تکه گل و .. از قدیم ترین نمونه های قالی ترکمن تاکنون، اینها مهم ترین نقش مایه های قالی این قومند و در واقع بیش از هر نماد یا نشان دیگری، دلیل وابستگی بافته به ایل ویژه یی هستند. دقت در این گل ها چیزی از علائم قومی، مثل نشان یا توتم را کشف نمی کند. این گل ها اساساً هشت ضلعی هستند اما گاه تغییراتی می کنند. در این تغییرها زائده ها یا تزیین هایی به قالب اصلی اضافه می شود. تغییراتی بیرون هشت ضلعی ها، اضافه شدن قطعات ذوزنقه شکل است که در همه ی اضلاع صورت می گیرد ولی هیچوقت بیش از نیمی از طول ضلع را نمی گیرد. در دو ضلع جانبی کنگره ی بزرگی هم افزوده می شود که ذوزنقه را در بر می گیرد.

شکل اصلی معمولاً دارای دو محور است و این محورها فقط در پهلو ها تا منتهی الیه کنگره ها ادامه می یابد و به این ترتیب معمولاً تمام گل به وسیله ی این دو محور به چهار قسمت متقارن تقسیم می شود.

در درون هشت ضلعی ممکن است هشت ضلعی دیگری، یک تا سه چهار ضلعی تودرتو یا شکل هایی با اضلاع موج دار پدید آیند. در فاصله ی این شکل ها تزیین های اضافه تری مثل گل (شبدر، گشنیز یا جعفری)، مرغ، میله بندی، خاج، ضربدر و ... قرار می گیرد و به این ترتیب مجموعه ی گل به صورت یک نقش پیچیده ی اسرار آمیز جلوه می کند. در تصویر دیگر ملاحظه می کنیم. در تصویر زیر، چهار نوع از تزیین های داخلی گل ها را می بینیم.

 

 

 

 

 

دوشنبه 8 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ فرش

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

سوابق تاریخی

قوم ترکمن بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد. بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد.

زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.

از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).

كهنه ترین و عمده ترین قالیهای ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمیتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.

ایلهای بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است) ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.

تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.

ساختار

تار و پود قالیهای ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرشهایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می افند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد.

امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیفهایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود.

بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به "ایل تکه" است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آن هم کمتر است.

نوع گره قالیهای ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده می شود.

شیرازه متصل در قالیهای ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرشهای آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالیهای ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار 40 و 50 دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک پوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند.

به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند.

 

 

 

 

 

دوشنبه 8 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ فرش

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 

مختومقلی فراغی

مختومقلی فراغی شاعر و عارف بزرگ ترکمن در سال (1733-1790میلادی/1147-1198 ه.ق) در میان طایفه گوگلان از تیره گرکز در ناحیه کینگ چای متعلق به حاجی قوشان در شمال شرقی گنبد قابوس فعلی متولد شد.

او پس از آموختن مراحل اولیه علم نزد پدر، به سرزمین های بخارا، افغانستان و هندوستان سفر کرد تا دانش و تحصیل خود را کامل کند و سپس از آنجا به زادگاه خود اترک بازگشت.

در خصوص شخصیت ادبی مختومقلی همین قدر کفایت می کند که بگوییم تا کنون کسی نتوانسته در غنای ادبیات ترکمن آنچنان که او نموده، رخ نماید. بدون شک او بانی ادبیات نوین ترکمن است.

نوآوری او در ادبیات ترکمن به گونه ایست که جمال زاده او را فردوسی ترکمن ها نامیده است و پروفسور برتلس او را به جام جم تشبیه کرده است.

هم چنین آقای سید محمد خاتمی مختومقلی را یکی از مفاخر نه تنها ترکمن ها بلکه جهان اسلام شناخته و فرموده است: « مختومقلی متعلق به تمام بشریت است »

تعدادی از فضلا و ادبای ترکمن و غیر ترکمن بر این اتفاق نظر دارند که اشعار مختومقلی در اصل حدود 700 بیت بوده ولی هم اکنون فقط 200 بیت از آن به یادگار باقی مانده است.

مختومقلی را شخصیت های زیادی مورد توجه قرار داده و گاه در کشور های اروپایی اقدام به چاپ اشعار او نموده اند.

اولین بار آ.ه.بوریهو دانشمند لهستانی به سال 1842 سه بیت از اشعار مختومقلی را در لندن به چاپ رساند. سپس در همین سال الکساندر شودزکو محقق لهستانی در مقاله ای اشعار مختومقلی را به چاپ رساند.

سه دهه پس از شودزکو، آرمینیوس وامبری استاد دانشگاه و عضو آکادمی علوم مجارستان اشعار و ابیات مختومقلی را به عنوان ترانه های عامیانه ترکمن جمع آوری کرد که این دیوان جمع آوری شده هم اکنون در کتابخانه لندن نگهداری می شوند.

لازم به ذکر است که دیوان مختومقلی فراغی هم اکنون به چند زبان زنده ی دنیا مثل انگلیسی، روسی، فارسی و ... ترجمه و چاپ شده است.

با لاخره در سال 1198 ه.ق در کنار چشمه عباساری در دامنه کوه سونگی داغ بدرود حیات گفت.

پیکرش را بر شتر سپیدی نهاده به روستای آق توقای در نوار مرزی ایران و ترکمنستان بردند و در جوار آرامگاه پدرش به خاک سپردند.

اشعاری از مختومقلی فراغی:

كونگلوم‌ ایستار، گزسم‌ دنیا عالمی‌

عقل می‌خواهد بگردد کل دنیارا!             

قاناتیم‌ یوق‌، اوچا بیلمن‌، نیلایین‌       

پرپرواز ندارم٫نتوان رفت وپرید!چه‌ توان‌کرد!؟       

اوی‌ داشیندان‌ شراب‌ ایسین‌ نوش‌ قیلدیم

بیرون ازمیکده بوی شراب را می‌نوشم!

گیتدی‌ عقلیم‌، اوزوم‌ بیلمه‌ی‌، جوش‌ قیلدیم‌ 

عقل ‌و هوشم را ازدست می‌دهم ٫خو درا گم می‌کنم!

می‌مست‌ بولدوم‌، درسیز قاپا دوش‌ بولدوم‌ 

مست می شوم و به درگاه بدون درب می‌خورم!

رخصت‌ بولمای‌، آچا بیلمن‌، نیلایین‌                 

رخصت واذن دخولم نمی‌دهند٫ چه کنم؟

ییتدی‌ یولوم‌، داغ‌ قایسی‌دیر، دوز قایسی‌      

راه راگم کرده ام٫کوه کجاست!دشت کجا؟!

آنگماز كونگلوم‌ معنی‌ قایسی‌، سوز قایسی‌    

دل عاشقم فهم نمی‌کند که معنا چیست وسخن چیست!

فهم‌ ایله‌من‌، یول‌ قایسی‌ دیر،ایز قایسی    

اندیشه نمی‌کنم که مقصد راه کدامست و راه برگشت کدام!

امید اوزوب‌، قاچا بیلمن‌، نیلایین‌       

امیدم را ازدست نمی‌دهم و از سرنوشت فرار نمی‌کنم!جزاین‌چه‌کنم؟!

مختومقلی‌، بو دنیانینگ‌ هاموسین‌        

مختومقلی همه این دنیا را

ییغیب‌، دویریب‌، یله‌ بردیم‌ نامیسین‌     

چیدم!دسته کردم! و به باد دادم!

فكر دریاسیندا عقلیم‌ گامیسین‌            

به دریای عمیق‌تفکر ٫فهم خود راغرق کردم

باتیرمیشام‌، چیقا بیلمن‌، نیلایین‌           

بیرون نیاید عقل من ازاین دریا٫چکنم؟!

 

 

دوشنبه 1 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ زبان و ادبیات

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

یاشماق به معنای پوشاندن است. رو گرفتن عروس از بزرگتر ها ی داماد که به نوعی احترام گذاشتن می باشد، سنتی دیرینه در میان همه ی طوایف ترکمن ها موجود است.

و گاه تفاوت هایی در نوع یاشماق بستن در بین آنها دیده می شود. به طور مثال در میان نخور و گوگلان، یاشماق تمام صورت عروس را می گیرد و چهره او دیده نمی شود.

ولی در میان یموت ها و تکه ها یالیق عروس، دهان او را می پوشاند و چهره عروس دیده می شود

یاشماق یعنی تحمل و سکوت است و گفته اند سکوت عروس هر چه بیشتر باشد نشان دهنده ی نجابت بیشتر اوست و احترام او در بین اقوام همسر افزون می یابد.

به عبارت دیگر گلین (عروس) ترکمن نباید فراموش کند که یاشماق بر اساس فلسفه ای در طی قرن ها در فرهنگمان ریشه داشته است.

امروز با تکیه بر همان فلسفه و هدف که مبنای هرگونه کرامت و نجابت و عزت بوده است باید به یاشماق نگاه کرد.

اگر نمی توانیم و یا نمی خواهیم یاشماق برون را حفظ کنیم، ارزش بنیادین یاشماق درون را فراموش نکنیم.

 

 

دوشنبه 1 مرداد 1386
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ پوشاک و زیور آلات

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

آخرین مطالب
لینکستان

سایت ها


ترکمنان غیور

Turkmen Yigit

دلنوشته های یک پسر ترکمن

توركمنینگ گؤزه‌ل آدلارئ

تمران

وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه مازندران

سایت رسمی اشک رویا یوسف قلیچ پور

سایت ورزشی گنبد کاووس

اشک رویا

سایت فرهنگی خبری ئیلدز

ترکمن

ترکمن تولز

ارکین

آلادالارئم

جمعیت فرهنگی اجتماعی اولکا کمیش دپه

وب سایت شخصی امان قلیچ شادمهر

هفته نامه همزیستی

گلستان نیوز

سایت فرهنگی ترکمن آنلاین

بارش نیوز (جبهه مشارکت ملی گلستان)

گنبد آنلاین

اولکامیز (سایت اطلاع رسانی آق قلا)

دوتار (دانلود موسیقی ترکمن)

یاشلیق

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گلستان

ویکی پدیا ترکمنی

پایگاه اطلاع رسانی آق قلا

فتو فلیکر بندر ترکمن

انجمن فرهنگی ترکمن های مقیم گوتنبرگ سوئد

هفته نامه سلیم

فصلنامه یاپراق

دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران

طبرستان

انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث

گاهنامه صحرا

ترکمن کلیک

وب سایت بدر

پاراسات

مصلی نماز جمعه اهل سنت گنبدکاووس

نخبگان کمیش دپه

اوزاق یاشا بیگ ترکمن ایلم

دیوان کامل مختومقلی فراغی

ایل- گون

یاغشی یول

تورکمن صحرا مدیا

هفته نامه صحرا

شرکت تعاونی تولید و مشاوره اسب اصیل ترکمن

سارغد (دانشجویان ترکمن دانشگاه سیستان و بلوچستان)

غوشغیلار

ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه اردبیل

یاغتی ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

آق قلا

پایگاه اطلاع رسانی جمعیت ترکمنهای مقیم تهران

سایت خبری و فرهنگی ترکمن صحرا

سایت اطلاع رسانی گنبد

پایگاه اطلاع رسانی استان گلستان

همه سایت ها

وبلاگ ها


تندیس

گرمایش تابشی

برندسازی

بج سینه

تنور گازی

عکس آق قلا

دیهیم بندر ترکمن

زندگی

پنجره ای رو به سخن

با من بمان

آلتین قپبا (مایا)

دلنوشته (هاتیجا)

گل شاد

اٌغلن

یک پسر (نوشته های محمد فرهادی توماج)

مجله ترکمنی میراث

وبلاگ فرهنگی دانشجویان ترکمن دانشگاه علوم پزشکی ساری

اشعار ترکمنی (موسی قزلجه)

اشعار طنز ترکمنی (موسی قزلجه)

ایلیار

مایسا

پژواک (اجو)

دختر طلایی (هانا)

آیراتین

نوشتهای یک جوان ترکمن

ترکمن مدیکال

گل مادر (عایشه)

عاشق ترکمن صحرا

هاتیجا...

MY Friends (آینا)

وبلاگ پسران گنبدی

اشک رویا (یوسف قلیچ پور)

myminds (آیرا)

خاطرات ترک خورده (مرضیه)

پلی بین من و شما (دکتر دیه جی)

دانشجویان ترکمن دانشگاه پیام نور گرگان

زیست پژوهان گنبد کاووس

روستای قرنجیک خواجه خان

دختر ترکمن (جیران)

کم کم درخت می شوم

پیام بازرگانی

دنیای تو

ترکمن های مقیم جم

اهل سنت شمال

بچه های بندر تر کمن

آرمادا

راز گل سرخ (مایا)-(تعطیل شد)

بدون عنوان (ظهری)

ترکمن قیز (گزل)

لبریز از عشق

همه وبلاگ ها

 

 

 


ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک

ابتدای صفحه

Design By: www.Bayragh.ir © 2006-2009

.استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است