تبلیغات
دایره المعارف ترکمنی بایراق - گذری به تاریخ ترکمنصحرا (قسمت دوم)

دایره المعارف ترکمنی بایراق


ضرب المثل ترکمنی

ماتال ترکمنی

ترکمن آدلری

ارتباط با مدیر

متین قزلجه (119)

وضعیت در یاهو

 

ID: matin_ghezeljeh

نظرسنجی

مردم ترکمن در تقابل با فرهنگ های دیگر چقدر توانسته اند نسبت به حفظ فرهنگ و سنن قوم خود موفق باشند؟

جستجو در وبلاگ

  

لوگو


 

وضعیت اجتماعی – اقتصادی جامعه ترکمن در اوایل سده بیستم میلادی و انگیزه های اصلی قیام رهایی بخش ملی

 

جامعه ترکمن در آستانه قرن بیستم، همانند هر جامعه پویا و ریشه دار در تمدن باستانی خود و با سابقه ای کهن در سازماندهی قدرت، در مرحله انباشت اولیه سرمایه، برای گذار به فراماسیون پیشرفته بشریت آستانه قرن بیستم قرار داشت. اقتصاد ترکمنها در آن دوره نه بر پایه، " شیوه خود کفایی اقتصادی دامداری – کشاورزی و بنوعی بر نظام اشتراکی استوار بوده"، بلکه بر پایه صدور مازاد تولیدات متنوع خود به خارج از آن استوار بوده است. در آن دوره ترکمنها به دامپروری نه صرفاً برای رفع احتیاجات خود، بلکه در حد صادرات تولیدات دامی در کنار کشت و صدور غله و برنج، گیاهان صنعتی چون پنبه، کنجد و گیاهان داروئی، صمغ و ماهیگیری، کارهای موسمی، حمل و نقل زمینی و دریائی، تهیه دستی نمک و نفت خام و صدور آن، تولید ابزار آلات کشاورزی، زینت آلات، قالی و نمد، پرورش کرم ابریشم و تولید پارچه های کتانی و ابریشمی که بخش اعظم آن تا بازارهای اروپائی صادر می گردید و به بازرگانی بین امیر نشین ها و خان نشین های خیوه، بخارا و خوارزم، آستاراخان روسیه، دیگر بنادر فارس نشین کناره دریای خزر، مشغول بوده اند. و  ب. بزسوف می نویسد:" ترکمنصحرای استر آباد کالاهای بسیاری داد و ستد می کند، قایقهای ترکمنها همواره در طول خلیج استرآباد و کناره دریا تا خود تنکابن آمد و شد می کنند." (جنبش رهائی بخش ترکمنهای ایران، خ. آتایف، ص 19)

وضعیت اجتماعی – اقتصادی جامعه ترکمن در اوایل سده بیستم میلادی و انگیزه های اصلی قیام رهایی بخش ملی

 

جامعه ترکمن در آستانه قرن بیستم، همانند هر جامعه پویا و ریشه دار در تمدن باستانی خود و با سابقه ای کهن در سازماندهی قدرت، در مرحله انباشت اولیه سرمایه، برای گذار به فراماسیون پیشرفته بشریت آستانه قرن بیستم قرار داشت. اقتصاد ترکمنها در آن دوره نه بر پایه، " شیوه خود کفایی اقتصادی دامداری – کشاورزی و بنوعی بر نظام اشتراکی استوار بوده"، بلکه بر پایه صدور مازاد تولیدات متنوع خود به خارج از آن استوار بوده است. در آن دوره ترکمنها به دامپروری نه صرفاً برای رفع احتیاجات خود، بلکه در حد صادرات تولیدات دامی در کنار کشت و صدور غله و برنج، گیاهان صنعتی چون پنبه، کنجد و گیاهان داروئی، صمغ و ماهیگیری، کارهای موسمی، حمل و نقل زمینی و دریائی، تهیه دستی نمک و نفت خام و صدور آن، تولید ابزار آلات کشاورزی، زینت آلات، قالی و نمد، پرورش کرم ابریشم و تولید پارچه های کتانی و ابریشمی که بخش اعظم آن تا بازارهای اروپائی صادر می گردید و به بازرگانی بین امیر نشین ها و خان نشین های خیوه، بخارا و خوارزم، آستاراخان روسیه، دیگر بنادر فارس نشین کناره دریای خزر، مشغول بوده اند. و  ب. بزسوف می نویسد:" ترکمنصحرای استر آباد کالاهای بسیاری داد و ستد می کند، قایقهای ترکمنها همواره در طول خلیج استرآباد و کناره دریا تا خود تنکابن آمد و شد می کنند." (جنبش رهائی بخش ترکمنهای ایران، خ. آتایف، ص 19)

در همین راستا، صنعت قایق سازی و ساخت کشتیهای بادبانی بزرگ تجاری از بالاترین رشد در میان ساکنان ساحلی دریای خزر برخوردار بوده است. طبیعتاً ترکمنها، پا به پای رشد اقتصادی و اجتماعی و گسترش رابطه تجاری و فرهنگی با مناطق خارج از محدوده ارضی خود و یا از طریق بیگانگانی که در سرزمین آنها رخنه کرده و یا در صدد تسلط بر آن بوده اند، می بایستی با مظاهر تمدن جدید و آخرین دستاوردهای تکنیکی – علمی آن دوران، آشنا بوده باشند که فاکتورهای تاریخی چندی نیز دلالت بر این آشنایی و کاربرد آنها در بین ترکمنها در آن دوره دارند. از جمله، احداث خطوط تلگراف، در سال 1903 بین گنبد کاووس و چاتلی و در شهرهای ساحلی مهم از لحاظ تجاری و نظامی ترکمنصحرا.

ایجاد اولین کارخانه پنبه در سال 1908، " در انتهای بازار نزدیکی دروازه آق قلعه به سمت شمالی کارخانه پنبه چهار نفر به شراکت بنا نموده اند". (مخابرات استرآباد، ص.781)

در همان سال باز از طرف مأمور انگلستان به لندن گزارش شده است که: " در باب درست کردن ماشین پنبه به عرض رفته، ماشین دارای صاف کردن پنبه و تمیز کردن برنج و آرد و یخ مصنوعی و ... راه انداختند". (مخابرات استرآباد)

باز، اولین اتوموبیل نیز به منطقه در سال 1913، " که از طرف چهار نفر از روسیه خریداری شده است" آورده می شود. در شهر آق قلا، روسها نیز اولین کارخانه آجرپزی را در ماه مه سال 1917، ایجاد می کنند که این امر به معنای آغاز ایجاد خانه های آجری و پایان خانه های گلی و آلاچیق یا چوبی در مراکز یکجانشینی و گذار طبیعی از کوچ نشینی به تخته قاپوئی برای دامداران بوده است. وارد ساختن ساختمانهای چوبی پیش ساخته دو طبقه از طرف افراد مرفه در کمیش دپه و خوجا نپس، و برای ایجاد مدارس به سبک مدارس روسی و پوشیدن،" لباسهای فرنگی روسی و چکمه های بخارائی و ... " مدتها قبل از آن آغاز شده بود.

نباید از نظر بدور داشت که تمامی این داد و ستد های تجاری با کشورهای خارج و بهره برداری ترکمنها از دستاوردهای تکنیکی دوران خود، در شرایط حملات بی وقفه نظامی از طرف حکومتهای ایران و روسیه و اقدامات تفرقه افکنانه آنها در درون جامعه ترکمن صورت می پذیرفت. مسلماً در صورت وجود شرایطی پر ثبات و امن تر، این رشد و دستیابی به تکنیک معاصر، می توانست از پویائی و شتاب بیشتر نسبت به سایر مناطق ایران باشد و جامعه ترکمن می توانست سیمای دیگری بخود بگیرد.

مسلماً هر ملتی در جهان، ارزشهای اخلاقی و حقوقی خود را بصورت عرف و عادات و رسم و رسوم غیر مدون اما لازم الاجرا برای تمامی افراد آن ملت را حتی در شرایط عدم وجود دولت خاص خود، دارا می باشد. جامعه ترکمن که تجارب تاریخی بزرگی در تنظیم و تدوین و اجرای قوانین امپراطورها و دولتهای خود در آسیای مرکزی، فلات ایران و بین النهرین را دارا بوده است، در تنظیم و اجرای این عرف و عادات حقوقی خود در شرایطی که توانایی ایجاد دولت خاص خود، از آن سلب شده بود، مشکلی نداشت. این عرف و عادات حقوقی و جزائی که وجوه عرفی آن بدلیل ضعف تاریخی مذهب در میان مردم ترکمن، پر رنگتر و بارزتر از وجه شرعی آن بوده است، از طرف مجمعی از قضات به اجرا گذاشته می شد.

این قضات که از طرف معتمدین و ریش سفیدان هر طایفه و یا یک منطقه خاص انتخاب می شدند، جهت اجرای مستقلانه تصامیم و احکام صادر شده خود، وسایل و ارگانهای ویژه ای را در اختیار داشتند. در آثار بجای مانده از آن دوران مثلاً گفته شده است که: " تمام قضات جعفربائی چادر مخصوصی در اردو دارند. سئوال و جواب می نمایند " (مخابرات استرآباد سال 1909، ص 122)

یعنی فرماندهان نظامی و نیروهای نظامی در مقابل این قضات مسئول و جوابگو بوده اند؛ و یا: " قضات جعفربائی صد سوار انتخاب نموده برای جمع آوری جو، گندم خودشان قراولی نمایند."(مخابرات استرآباد سال 1909،ص 135)

در اصل نهاد و "مجمع قضات"، شکل خود ویژه ای از قدرت اجرایی و شکلی از نهاد قانونگذاری بوده که تنها در مقابل شورای ریش سفیدان جوابگو بوده و این شورا حق عزل و یا ابقای آنها در این مجمع را در اختیار داشت. اما، حق تعیین خان، بعنوان نماینده سیاسی هر طایفه و همچنین رهبران نظامی از میان جنگجویان و یا با فراست ترین افراد، تحت عنوان "سردار"، به انتخاب اعضای هر طایفه و یا مجموعه طوایف صورت می گرفت که وجود ضرب المثلها و حکایات فراوان در میان مردم تا به امروز در این مورد، دلالت مستقیمی بر وجود چنین سیستمی در جامعه ترکمن دارند.

"بای"، به معنای ثروتمند، متمول و مرفه با مفهوم "خان"، کاملاً متفاوت بوده و هر "بائی" نه خان بوده و هر خانی نیز لزوماً، "بای" نبوده است. البته لقب خان و یا خان تراشی، از طرف دولت مرکزی ایران نیز به بعضی از عوامل خود در میان ملت ترکمن و بویژه به متمولین متمایل به دولت داده می شد که در میان مردم هیچگونه نفوذی نداشته و بعنوان "دولت خان" شناخته شده و معمولاً نیز با تنفر و نفرت عمومی مواجه می شدند!

امری که، عملکرد چنین سیستمی و سازماندهی اجتماعی، قضائی، حقوقی و جزائی را تسهیل می کرد، همگونی جامعه ترکمن از لحاظ ترکیب یکدست ملی آن، بر خلاف مثلاً خراسان چند ملیتی بوده است. جامعه ترکمن را در ترکمنصحرا اساساً، طوایف ترکمن یمود، تکه، سالیر و سارئیک در آن دوره تشکیل می داد که با کسب استقلال گوک لن ها، یکی دیگر از طوایف ترکمن به عنوان یکی از جنگاورترین و بزرگترین طوایف آن در اواخر قرن نوزده میلادی از خان نشین بجنورد، این طایفه نیز ضمیمه مجموعه ملی خود گردید و از سیستم اربابرعیتی تحمیلی بخود تحت سلطه خوانین بجنورد به سیستم اجتماعی – اقتصادی ترکمنها بازگشت.

اما، علیرغم تمامی تلاشهای رهبران، معتمدین و ریش سفیدان ترکمن برای برخورداری ملت ترکمن از یک جامعه پویا، مولد و با ثبات و با گردش سرمایه تجاری در امنیت کامل و در ارتباط بازرگانی با سرزمینهای دور و نزدیک، دشمن شمالی یعنی روسیه تزاری و دشمن جنوبی آن، حکومت مرکزی ایران، نه تنها از شناسایی استقلال سرزمین ترکمنها خودداری می ورزند، بلکه سعی در پیش گرفتن در اشغال آن از یکدیگر داشته و مایل نبودند، ثبات و امنیت در این سرزمین برقرار گردد. این دو دولت بالاخره بعد از سالها رقابت استعماری با انعقاد مقاوله نامه هایی غیر قانونی برای تقسیم سرزمین ترکمن بین خود به توافق رسیدند و طبق قراردادهایی در سالهای 1871،1881،1886 میلادی، سرزمین ترکمنها را تقسیم کردند.

بدنبال عقد این مقاوله نامه ها، دولت ایران و روسیه برای ضمیمه ساختن سهمیه استعماری خود از این تقسیم غیر قانونی، حملات تجاوز کارانه خود را در هر دو سوی این مرزهای قراردادی شدت دادند. دولت مرکزی ایران، به اقدامات خود برای تسخیر تمامی سرزمین ترکمن در طول سده های گذشته، افزود و لشکر کشی های متعددی برای تحقق این هدف خود و نفی حاکمیت ملی ملت ترکمن بر ترکمنستان جنوبی را انجام داد.

نمونه های آن، " اردوکشی پانزده هزار نفره خراسان، رضوت الدوله در ژوئن سال 1888 به ترکمنصحرا و یا، لشکرکشی فرمانروای استرآباد، علی الدوله در سال 1904 می باشد." (ل.ک.آرتامانف، ایران بمثابه دشمن ما در ماوراء قفقاز، تفلیس، 1889، ص37)

اما، بقول م. سنجابی، " ترکمنها خود مختارند. آنها حکومت ایران را اصلاً به رسمیت نمی شناسند و از پرداخت مالیاتها و خراجها خودداری می کنند." (ترکمن شناسی.م.سنجابی، ال 1828، شماره 7-8، ص 89)

اسناد تاریخی چندی حکایت از آن دارند که در ترکمنصحرا، گردآوری مالیات و باج دولتی و دیگر خراجها از طرف دولتی بیگانه در آن دوره، همیشه تؤام با عنف و خشونت ماموران مالیاتی بوده و اغلب منجر به فراخواندن ارتش به این منطقه می شده و اردو کشی های سرکوب گرانه به ترکمنصحرا از قدمتی تاریخی برخوردار بوده است. تا جائیکه روزنامه شفق خاور، چاپ قفقاز در این باره نوشته بود که: " اردوکشی های خونبار حکومت ایران علیه ترکمنها، این خلق کوچک را اگر به نابودی به انقراض کامل تهدید می کرد." (شفق خاور، سال 1922، سیزدهم اوت)

با این وجود،" تا آغاز سالهای بیست سده بیستم، بر پایه رسوم جا افتاده همه طوایف ترکمن کرانه های کرگان رود قاطعانه از استقلال کامل در اداره امور داخلی خود برخوردار بودند" (منطقه استرآباد- بسطام ایران، ک. بندریف، ص 159)

بنابراین تلاشهای دولت مرکزی ایران، برای ایرانی ساختن اجباری ترکمنها و سلب استقلال داخلی آنها تا دهه دوم قرن بیستم میلادی مثمر ثمر واقع نگردید و تمامی تلاشهای استعماری و سبعانه آن با مقاومت نیرومند و یکپارچه ملت ترکمن ناکام ماند. اما، عاملی که مناسبترین فرصت را برای تحقق اهداف استعمارگرانه و اشغالگرانه دولت ایران را فراهم آورد، عامل روسها بود که با تحلیل بردن قدرت دفاعی و توان مالی ترکمنها، طی چند سال جنگ تجاوزکارانه با آنها برای دولت مرکزی ایران فراهم ساخت.

 

روسها در ترکمنستان جنوبی

روسها که بدنبال اشغال قئزیل سوو و با تغییر نام آن به کراسنی ودسک، در سال 1864 میلادی، بعنوان بزرگترین بندر شرقی دریای خزر و با قتل و عام بیش از 40 هزار نفر از مردم ترکمن در گؤک دپه در سال 1880 و دست اندازی و اشغال نواحی تجن و مرغاب و ماری، قسمت شمالی سرزمین ترکمن را تا آن موقع کاملاً اشغال و به امپراطوری خود ضمیمه کرده بود، " طبق قرارداد سال 1907، ترکمنصحرا را منطقه نفوذ خود می دانستند"! (ترکمنستان ایران، ارگان کانون فرهنگی – سیاسی، شماره 30ص 3)

بازرگانان روسی طبق این قرارداد، در گوشه و کنار ترکمنصحرا و بویژه در شهر استرآباد اقامت و در بنادر ترکمنصحرا به همراه بازرگانان ایرانی و ترکمن تردد داشتند. بنابراین، " وقتیکه در سال 1911 دولتین انگلیس و روسیه تزاری بر سر تقسیم ایران به توافق رسیدند و روسیه با واردکردن نیرو جنبش مشروطه را سرکوب کرده، دولت روسیه تزاری در سال 1912 ترکمنستان جنوبی را نیز به اشغال کامل خود درآورد." (مخابرات استرآباد، ص 8)

نیروهای روسی با استقرار در پایگاه های نظامی در،" استرآباد و گنبد کاووس و قراسو و چاتلی و مراوه تپه و مشهد سر (بابله)" (مخابرات استرآباد، سال 1914، ص 409) و در آشئرآدا و بندرگز، دست اندازی بر تمامی ترکمنستان جنوبی و ایجاد کولونیهای روس نشین را آغاز نمودند.

دولت مرکزی ایران که تا آن موقع ادعای مالکیت بر سرزمین ترکمنها را داشت، در مقابل این اقدام دولت روسیه تزاری، هیچگونه واکنشی از خود نشان نداد، بلکه این امر را بعنوان موهبتی برای تضعیف دشمن دیرینه خود، ترکمنها تلقی می کرد. اما، ملت ترکمن با این تجاوز آشکار به سرزمین خود که تا آن موقع با چنگ و دندان آنرا در مقابل تجاوزات حکومت مرکزی ایران حفظ کرده بود، به مقابله با دشمن نیرومندی چون حکومت تزاری به نبردی نابرابرانه و قهرمانانه برخاست و مانع از استقرار کولونی های روس نشین و استقرار واحدهای نظامی آن در منطقه گردید. اما، بنابه ضرب المثل ترکمنی: "بلا گلسه یکه گلمئز"، بر تراژدی تجاوزات حکومت روسیه تزاری بر ترکمنصحرا، تراژدی بحران و رکود اقتصادی ناشی از آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914، تؤام ب

 

 

دوشنبه 20 خرداد 1387
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ تاریخ

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

آخرین مطالب
لینکستان

سایت ها


ترکمنان غیور

Turkmen Yigit

دلنوشته های یک پسر ترکمن

توركمنینگ گؤزه‌ل آدلارئ

تمران

وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه مازندران

سایت رسمی اشک رویا یوسف قلیچ پور

سایت ورزشی گنبد کاووس

اشک رویا

سایت فرهنگی خبری ئیلدز

ترکمن

ترکمن تولز

ارکین

آلادالارئم

جمعیت فرهنگی اجتماعی اولکا کمیش دپه

وب سایت شخصی امان قلیچ شادمهر

هفته نامه همزیستی

گلستان نیوز

سایت فرهنگی ترکمن آنلاین

بارش نیوز (جبهه مشارکت ملی گلستان)

گنبد آنلاین

اولکامیز (سایت اطلاع رسانی آق قلا)

دوتار (دانلود موسیقی ترکمن)

یاشلیق

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گلستان

ویکی پدیا ترکمنی

پایگاه اطلاع رسانی آق قلا

فتو فلیکر بندر ترکمن

انجمن فرهنگی ترکمن های مقیم گوتنبرگ سوئد

هفته نامه سلیم

فصلنامه یاپراق

دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران

طبرستان

انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث

گاهنامه صحرا

ترکمن کلیک

وب سایت بدر

پاراسات

مصلی نماز جمعه اهل سنت گنبدکاووس

نخبگان کمیش دپه

اوزاق یاشا بیگ ترکمن ایلم

دیوان کامل مختومقلی فراغی

ایل- گون

یاغشی یول

تورکمن صحرا مدیا

هفته نامه صحرا

شرکت تعاونی تولید و مشاوره اسب اصیل ترکمن

سارغد (دانشجویان ترکمن دانشگاه سیستان و بلوچستان)

غوشغیلار

ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه اردبیل

یاغتی ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

آق قلا

پایگاه اطلاع رسانی جمعیت ترکمنهای مقیم تهران

سایت خبری و فرهنگی ترکمن صحرا

سایت اطلاع رسانی گنبد

پایگاه اطلاع رسانی استان گلستان

همه سایت ها

وبلاگ ها


عکس آق قلا

دیهیم بندر ترکمن

زندگی

پنجره ای رو به سخن

با من بمان

آلتین قپبا (مایا)

دلنوشته (هاتیجا)

گل شاد

اٌغلن

یک پسر (نوشته های محمد فرهادی توماج)

مجله ترکمنی میراث

وبلاگ فرهنگی دانشجویان ترکمن دانشگاه علوم پزشکی ساری

اشعار ترکمنی (موسی قزلجه)

اشعار طنز ترکمنی (موسی قزلجه)

ایلیار

مایسا

پژواک (اجو)

دختر طلایی (هانا)

آیراتین

نوشتهای یک جوان ترکمن

ترکمن مدیکال

گل مادر (عایشه)

عاشق ترکمن صحرا

هاتیجا...

MY Friends (آینا)

وبلاگ پسران گنبدی

اشک رویا (یوسف قلیچ پور)

myminds (آیرا)

خاطرات ترک خورده (مرضیه)

پلی بین من و شما (دکتر دیه جی)

دانشجویان ترکمن دانشگاه پیام نور گرگان

زیست پژوهان گنبد کاووس

روستای قرنجیک خواجه خان

دختر ترکمن (جیران)

کم کم درخت می شوم

پیام بازرگانی

دنیای تو

ترکمن های مقیم جم

اهل سنت شمال

بچه های بندر تر کمن

آرمادا

راز گل سرخ (مایا)-(تعطیل شد)

بدون عنوان (ظهری)

ترکمن قیز (گزل)

لبریز از عشق

همه وبلاگ ها

 

 

 


ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک

ابتدای صفحه

Design By: www.Bayragh.ir © 2006-2009

.استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است