تبلیغات
دایره المعارف ترکمنی بایراق - گذری به تاریخ ترکمنصحرا (قسمت اول)

دایره المعارف ترکمنی بایراق


ضرب المثل ترکمنی

ماتال ترکمنی

ترکمن آدلری

ارتباط با مدیر

متین قزلجه (119)

وضعیت در یاهو

 

ID: matin_ghezeljeh

نظرسنجی

مردم ترکمن در تقابل با فرهنگ های دیگر چقدر توانسته اند نسبت به حفظ فرهنگ و سنن قوم خود موفق باشند؟

جستجو در وبلاگ

  

لوگو


 

گذری به تاریخ ترکمنصحرا

به دنبال ظلم هایی که از گذشته تا به حال به ترکمن شده و این قوم شجاع و دلیر در برابر این ستم ها ایستادگی کردند و خواهند نمود، تصمیم گرفتم مختصری از این مقاومت ها را از گذشته تا زمان فرار رضاشاه از ایران بنویسم. البته اصل این مقاله به قلم آقای تورانلی می باشد که چند سال پیش در وبلاگ ایشان خواندم و من با کمی تغییر آنرا باز نویسی کردم. امید است که بتوانم گوشه ای از این گذشته ی پر ملال و رنج آور را برای نسل امروز بازگو نمایم. تا هر چه بیشتر برای حفظ میراث های به یادگار مانده از آن دوران سعی و تلاش نمایند.

هدف از گریزی کوتاه به تاریخ چند سده اخیر ملت ترکمن، نه بدلیل باور ما به اشغالگر و غاصب قلمدادکردن تمامی افراد غیر بومی کنونی در ترکمنصحرا و یا ترکمنستان ایران، بلکه تنها بخاطر ترسیم فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ترکمنها بدنبال سقوط سلسله آق قویونلو و پی بردن به ریشه های اصلی این مبارزه تا دوران حاکمیت رضاخان در ایران و بعد از آن است. بنظر و اعتقاد ما، هیچ نسلی در دنیا مسئول اقدامات نسلهای گذشته خود نیستند، حتی در شرایطی که سنگینی این مسئولیت را نیز بر دوش خود احساس بکنند.

نسل امروز این افراد غیر بومی در منطقه، نسلی هستند که در کوران زندگی سرنوشت خود را با ساکنان اصلی این منطقه گره زده و برای خود سرنوشتی دیگر از مردمان بومی این منطقه متصور نیستند. آنها دیگر با ما سرنوشت مشترک و واحدی دارند و بویژه کُردها و ترکهای شمال خراسان، در اعمال ستم ملی از طرف حکومت مرکزی (گذشته)، با ما شریکند و در مبارزه با این ستم متحدین اصلی و استراتژیک ما هستند. بنابراین تمامی افراد غیر بومی در ترکمنصحرا، همانند یک شهروند آزاد جامعه ترکمن، در تمامی زمینه ها از حقوق متساوی با ساکنین اصلی آن باید برخوردار بشوند.

 

گذری به تاریخ ترکمنصحرا

به دنبال ظلم هایی که از گذشته تا به حال به ترکمن شده و این قوم شجاع و دلیر در برابر این ستم ها ایستادگی کردند و خواهند نمود، تصمیم گرفتم مختصری از این مقاومت ها را از گذشته تا زمان فرار رضاشاه از ایران بنویسم. البته اصل این مقاله به قلم آقای تورانلی می باشد که چند سال پیش در وبلاگ ایشان خواندم و من با کمی تغییر آنرا باز نویسی کردم. امید است که بتوانم گوشه ای از این گذشته ی پر ملال و رنج آور را برای نسل امروز بازگو نمایم. تا هر چه بیشتر برای حفظ میراث های به یادگار مانده از آن دوران سعی و تلاش نمایند.

هدف از گریزی کوتاه به تاریخ چند سده اخیر ملت ترکمن، نه بدلیل باور ما به اشغالگر و غاصب قلمدادکردن تمامی افراد غیر بومی کنونی در ترکمنصحرا و یا ترکمنستان ایران، بلکه تنها بخاطر ترسیم فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ترکمنها بدنبال سقوط سلسله آق قویونلو و پی بردن به ریشه های اصلی این مبارزه تا دوران حاکمیت رضاخان در ایران و بعد از آن است. بنظر و اعتقاد ما، هیچ نسلی در دنیا مسئول اقدامات نسلهای گذشته خود نیستند، حتی در شرایطی که سنگینی این مسئولیت را نیز بر دوش خود احساس بکنند.

نسل امروز این افراد غیر بومی در منطقه، نسلی هستند که در کوران زندگی سرنوشت خود را با ساکنان اصلی این منطقه گره زده و برای خود سرنوشتی دیگر از مردمان بومی این منطقه متصور نیستند. آنها دیگر با ما سرنوشت مشترک و واحدی دارند و بویژه کُردها و ترکهای شمال خراسان، در اعمال ستم ملی از طرف حکومت مرکزی (گذشته)، با ما شریکند و در مبارزه با این ستم متحدین اصلی و استراتژیک ما هستند. بنابراین تمامی افراد غیر بومی در ترکمنصحرا، همانند یک شهروند آزاد جامعه ترکمن، در تمامی زمینه ها از حقوق متساوی با ساکنین اصلی آن باید برخوردار بشوند.

-----------------------------------

طبق یک بررسی و پژوهش تاریخیمنطقی، آسیای مرکزی بطور اعم و سرزمین ترکمنها در کلیت خود، بطور اخص، نه تنها یک منطقه حاشیه ای تمدنی نبوده است، بلکه به همان اندازه که در میان قطبهای تمدنی بزرگ باستانی در نوار جغرافیائی تمدنی قرار گرفته بود، خود نیز یکی از این قطب ها بوده است. طبق داده های باستان شناسی در این منطقه، "در دوره موسترین، حدود صد هزار سال پیش، اندیشه های انسانی از نیازهای زمان فراتر رفت"، (تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، چاپ یونسکو، ص 352) و برای اولین بار آئین نیایش حیوانات و توتمیسیم، بعنوان نخستین ادیان اولیه در این منطقه شکل گرفتند. از جمع آوری غذا در دوره عصر حجر تا تولید آن در دوره نوسنگی، ساکنان اولیه آسیای مرکزی، گامهای بلندی بسوی تمدن برداشتند." دوره ای که بصورت کاملاً معنی داری به آن عنوان " انقلاب نوسنگی" داده شده است با دو روش تولیدی مشخص متمایز می شود که یکی از آن دو کشاورزی و دیگری گاوداری بوده که این هر دو به مهمترین برنامه ریزی پیشرفتهای اقتصادی و فرهنگی در جامعه ختم گردید."( تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، چاپ یونسکو)

مردمان این منطقه با آن پیشینه تمدنی بزرگ، طبیعی بود که جزء اولین سازماندهندگان قدرت در جهان باشند. این امر نیز معنائی جز تشکل طوایف متعدد هر قوم تحت اداره واحد و متمرکز در غالب یک دولت سرتاسری و یا یک امپراطوری نداشته است. اما، با سقوط آخرین دولت ترکمنها، یعنی سلسله آق قویونلو در اواسط قرن شانزدهم که بر ایران، ماوراء قفقاز، آسیای میانه و بخشهای از خاور میانه حکمرانی داشتند و با جانشینی دولت صفویه، راه نضج و تکامل تاریخی جامعه ترکمن نیز مسدود و برگشت ها و پس رفتهای تاریخی، در روند تکاملی این جامعه رو به تکامل آغاز گردید. صفویان، برای اولین بار بعنوان یک دولت ایرانی، موفق می شوند بدنبال سقوط سلسله آق قویونلوها با عبور از سلسله جبال البرز به سرزمین ترکمانها رخنه یابند. دلیل اینکه بنیانگذاران دولت صفوی با اینکه روابط خویشاوندی (جونیت و حیدر، از اجداد صفویان و از بنیانگذاران فرقه صفویه، تحت قیمومیت و حمایت اوزون حسن به نشر افکار و جمع آوری مریدان خود پرداخته و مادر شاه اسماعیل صفوی نیز دختر اوزون حسن بوده است) و اشتراک تاریخی در ریشه های ملی- فرهنگی و زبانی با ترکمنها داشتند اما، پایه گذار اشغال و سلطه حکومتهای مرکزی در ایران در سرزمین ترکمنها بوده اند، در سه علت اصلی باید جستجو کرد:

اولاً، با توجه به حاکمیت طولانی ترکمنها بر فلات ایران، آسیای مرکزی و بخشهای وسیعی از بین النهرین در ادوار گوناگون، آنها خطر بالقوه ای برای حاکمیت صفویان بشمار می آمدند. بویژه آنکه آنها، سلف بلاواسطه سلسله جدید التاسیس صفویان بوده اند. بنابراین نه تنها سرزمین موجدین سلسله سلف آنها باید اشغال و به زیر سلطه دائمی گشانیده می شد، بلکه برای خنثی ساختن این خطر بالقوه برای همیشه باید ترکیب جمعیت منطقه زیست اصلی آنها نیز با جمعیتی بیگانه و مخالف با این ملت باید تغییر می یافت!

ثانیاً، تسلط و اشغال استرآباد و مناطق کوهپایه های شمالی البرز، شرط ضرور و اولیه بر تسلط بر تمامی صحرای ترکمن و یا حداقل ایجاد مانعی دائمی بر سر راه حرکت ترکمنها بر نقاط مرکزی ایران بوده است.

ثالثا، شهر ماری(مرو) با موقعیت جغرافیائی ویژه خود بر سر راه ابریشم، همیشه مورد توجه مهاجمان بیگانه بوده است. زیرا، علاوه بر مرکزیت سیاسی و فرهنگی آسیای مرکزی، مرکز ارتباطی و تجار بین شرق و غرب بوده و فاصله چهار شهر اصلی منطقه از شهر ماری، یعنی، " هرات، بخارا و نیشابور، یکسان و برابر با دوازده روز سفر بود." (یاقوت، مشترک، ص 173)

بنابراین، تسخیر ماری از طریق تسلط بر شمال خراسان، کلید تسلط بر تمامی آسیای مرکزی و کوتاه ساختن دست ترکمنها از تسلط و کنترل تمامی مسیر راه ابریشم در آسیای مرکزی بود. راهی که تا آن موقع با کشف راههای دریایی از چین به غرب، توسط دریانوردان امپراطوریهای بزرگ آن دوره از اروپا، دیگر از اهمیت بین قاره ای آن کاسته شده و صرفاً مبدل به راهی تجاری در درون خود قاره آسیا مبدل شده بود که این امر نیز به نوبه ی خود توان اقتصادی ترکمنها را به تنزل گذاشته بود.

بدین سان، برای اولین بار با قدرت یابی صفویان در فلات ایران، بنا به دلایل فوق، به سیاست باج گیری و خراج گذاری بر مناطق تحت سلطه در فلات ایران و آسیای مرکزی، سیاست غصب سرزمین و تغییر و جابجائی جمعیت این مناطق با جمعیتی تازه وارد و واگذاری حکومتهای محلی به خوانین و امرای غیر بومی در مناطق فتح شده افزوده گردید برای اولین بار در سرزمین ترکمن ها این امر به اجرا گذاشته شد. طبق این سیاست، طوایف بسیار نزدیک ترک زبان به صفویان، چون قاجارها، و افشارها، بایندرها، بیاتها و ... به همراه بخشی از کردهای شیعه کردستان، در مناطق جنوبی سرزمین ترکمن، در استرآباد و شمال خراسان وارد و در این مکان همراه با جنگ و نزاعهای طولانی اسکان داده شدند و فشار این تازه واردین به جمعیت محلی و بومی یعنی به ترکمنها، جهت راندن آنها به اعماق دشتها و بیابانهای ترکمن آغاز گردید.

اما، این نفوذ و سلطه و جابجائی جمعیت در نوار جنوبی سرزمین ترکمن، طبیعتاً نمی توانست با توجه به روحیه ترکمنها بدون مقاومت و واکنش دفاعی سخت آنها صورت بگیرد. بزرگترین این مقاومتها، مبارزه ترکمنها در سالهای 1550- 1558 میلادی تحت رهبری آبا سردار، در زمان شاه طهماسب صفوی بوده است.

با سقوط و فرو پاشی صفویان نیز، این سیاست نه تنها هیچگونه تغییری نیافت، بلکه از طرف دولتهای مرکزی ایران بر شدت و حدت آن نیز افزوده گردید. نادرشاه تا لحظه کشته شدن خود، جنگهای زیادی با ترکمنها برای عملی ساختن این سیاست پیش برد و از طرف ترکمنها نیز مقاومتهای زیادی در مقابله با این سیاست وی انجام گرفت که بزرگترین آنها، قیام کیمیر کُر، علیه ممانعت از گسترش این سیاست در سرزمین ترکمن بوده است.

کریم خان زند در تبعیت از اسلاف خود، در سال 1785 میلادی، برای فتح استر آباد این منطقه را چهل روز تمام در محاصره شدید نیروهای نظامی خود گرفت که بعلت اتحاد و همکاری ترکمنها با قاجارها که برای اولین بار بعد از دشمنی های فراوان بین این دو صورت می گرفت سپاهیان قاجارها که از طرف محمد حسن خان قاجار، پدر آقامحمد خان، رهبری می شد، ارتش کریم خان زند، از سرکردگان سپاه کریم خان کشته و خود کریم خان از راه "کتل نعل شکن"، مجبور به فرار و عقب نشینی گردید!

با به قدرت رسیدن قاجارها در ایران، آقا محمد خان که سبعیت خود را از خانواده خود با کشتار برادران و فراری دادن سه تن از آنها به خارج از ایران آغاز کرده بود، بعد از کشتن، جعفر قلی خان برادر دیگر خود که مورد حمایت ترکمنها نیز بود، در صدد انتقام گیری از ترکمنها ظاهراً بدلیل این حمایت آنها از وی برآمد. ترکمنها اصولاً با قاجارها از جمله با پدر آقا محمد خان و خود وی نیز همکاری و علیه حکومتهای مرکزی صفویان و زندیه به مبارزات مشترکی را پیش برده و بارها جان آنها را نجات داده و در میان خود پناه داده بودند. در این بظاهر انتقام گیری، اما در باطن برای تسخیر و سلطه بر تمامی سرزمین ترکمنها، آقا محمد خان مرتکب بزرگترین جنایت و خونریزی گردید که این مسئله سر آغاز کدورت و عداوت دیر پای قاجارها و ترکمنها را پی ریزی نمود. در این حمله، لشکریان آقا محمد خان، برای اولین بار بسیاری از زنان و فرزندان خردسال ترکمن ها را به اسارت برای بردگی و کنیزی به مرکز ایران فرستادند که بسیاری از این زنان آزاده برای تن در ندادن به خفت بردگی و کنیزی، در طول استرآباد به تهران، "خود را کشتند". (تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، جلد اول، سعید نفیسی، ص 48 و 49)

این اسارت بردنهای ناجوانمردانه بعنوان بدعتی کثیف از طرف دولتهای بعدی نیز انجام می گرفت و "ماموران دولت هر وقت که می توانستند و ترکمانان را شکست می دادند با ایشان همین معامله را تجدید می کردند که تا تقریباً پنجاه سال پیش که برده فروشی از ایران بر نیفتاده بود کنیز زر خرید ترکمان در شهرهای مرکزی ایران وجود داشت"! (تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، جلد اول، سعید نفیسی، ص 48 و 49)

نقطه عطف مبارزه و قیام ترکمنها علیه خاندان قاجاریه، قیام سال 1813، تحت رهبری خوجا یوسوُ پ، در دوران زمامداری فتحعلی شاه قاجار بوده که این قیام راه نفوذ لشکریان قاجارها تا اعماق صحرای ترکمن را برای همیشه مسدود ساخت. طی مدت زمامداری سلسله های فوق در ایران، منطقه شمال خراسان، شاهرود، استرآباد، دارای جمعیتی گوناگون از طوایف مختلف فارس، بختیاریها، آذربایجان، قفقاز، کردستان، ارمنستان و از مناطق مرکزی ایران و حتی هزاره ها، بربرها، تیموریها و گوداریها و ابریها در منطقه شاهرود شدند. پس از "شکست ملک محمود سیستانی از نادر شاه به میل خاطر و یا امر نادر از سیستان به استرآباد مهاجرت داده شدند" (مخابرات استرآباد، ص 938)، که امروزه همین سیستانیها یا زابلیها، اجداد بسیاری از گرگانیهای امروزه را تشکیل می دهند. این مهاجرت دادنهای بی انتها، همراه با غصب بهترین زمین های کوهپایه های شمالی البرز و شمال خراسان با طلایه داری سپاهیان چپاولگر حکومتهای مرکزی وقت به سرزمین ترکمنها از اقصی نقاط ایران، همراه با کوچ های اجباری و تبعید ساکنان اصلی منطقه به دیگر نقاط ایران و عراق پیش برده شده بود.

 بخشی از طوایف گوگلانهای ترکمن، در دوره قاجارها، از سرزمین اصلی خود به اطراف تهران و حتی به « بیارا»، در شمال عراق فعلی، بطور دسته جمعی تبعید شده و در اواخر سلطنت این سلسله تبعید به «بیارا»، از طرف سردار سپه، رضاخان شتاب بیشتری گرفته و بجای آنها لرهای، لرستان در منطقه گوگلانها اسکان داده می شوند که بعد از تبعید رضاخان از ایران، لرها از این منطقه رانده شده و ترکمنهای تبعید شده به « بیارا» به سرزمین اصلی خود باز می گردند"! (از پژوهشهای اتنیکی آقای ارزانش در منطقه گوکلان در اوایل انقلاب)

جهت جلوگیری از غصب سرزمین خود و پایان شدن حق حیات آزادانه و حفظ حق زیستن بنا به طبیعت خویش بوده و در یک کلام برای بقای ملی خود در سرزمین اباء و اجدادی خود بوده است. در طول سده ها، دولتهای مرکزی ایران، بارها تلاش کردند تا ترکمنها را به خراجگذاران خود مبدل ساخته و از آنها بردگانی چون رعایای ایران بسازند و خلق آزادی را که سر به فرمان هیچ بیگانه ای نمی نهاد، مطیع سلطه خود سازند.

 

 

یکشنبه 19 خرداد 1387
نوشته شده توسط متین قزلجه , موضوع مقاله :‌ تاریخ

نظرات ()| ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

آخرین مطالب
لینکستان

سایت ها


ترکمنان غیور

Turkmen Yigit

دلنوشته های یک پسر ترکمن

توركمنینگ گؤزه‌ل آدلارئ

تمران

وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه مازندران

سایت رسمی اشک رویا یوسف قلیچ پور

سایت ورزشی گنبد کاووس

اشک رویا

سایت فرهنگی خبری ئیلدز

ترکمن

ترکمن تولز

ارکین

آلادالارئم

جمعیت فرهنگی اجتماعی اولکا کمیش دپه

وب سایت شخصی امان قلیچ شادمهر

هفته نامه همزیستی

گلستان نیوز

سایت فرهنگی ترکمن آنلاین

بارش نیوز (جبهه مشارکت ملی گلستان)

گنبد آنلاین

اولکامیز (سایت اطلاع رسانی آق قلا)

دوتار (دانلود موسیقی ترکمن)

یاشلیق

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گلستان

ویکی پدیا ترکمنی

پایگاه اطلاع رسانی آق قلا

فتو فلیکر بندر ترکمن

انجمن فرهنگی ترکمن های مقیم گوتنبرگ سوئد

هفته نامه سلیم

فصلنامه یاپراق

دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران

طبرستان

انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث

گاهنامه صحرا

ترکمن کلیک

وب سایت بدر

پاراسات

مصلی نماز جمعه اهل سنت گنبدکاووس

نخبگان کمیش دپه

اوزاق یاشا بیگ ترکمن ایلم

دیوان کامل مختومقلی فراغی

ایل- گون

یاغشی یول

تورکمن صحرا مدیا

هفته نامه صحرا

شرکت تعاونی تولید و مشاوره اسب اصیل ترکمن

سارغد (دانشجویان ترکمن دانشگاه سیستان و بلوچستان)

غوشغیلار

ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه اردبیل

یاغتی ترکمن صحرا

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

آق قلا

پایگاه اطلاع رسانی جمعیت ترکمنهای مقیم تهران

سایت خبری و فرهنگی ترکمن صحرا

سایت اطلاع رسانی گنبد

پایگاه اطلاع رسانی استان گلستان

همه سایت ها

وبلاگ ها


عکس آق قلا

دیهیم بندر ترکمن

زندگی

پنجره ای رو به سخن

با من بمان

آلتین قپبا (مایا)

دلنوشته (هاتیجا)

گل شاد

اٌغلن

یک پسر (نوشته های محمد فرهادی توماج)

مجله ترکمنی میراث

وبلاگ فرهنگی دانشجویان ترکمن دانشگاه علوم پزشکی ساری

اشعار ترکمنی (موسی قزلجه)

اشعار طنز ترکمنی (موسی قزلجه)

ایلیار

مایسا

پژواک (اجو)

دختر طلایی (هانا)

آیراتین

نوشتهای یک جوان ترکمن

ترکمن مدیکال

گل مادر (عایشه)

عاشق ترکمن صحرا

هاتیجا...

MY Friends (آینا)

وبلاگ پسران گنبدی

اشک رویا (یوسف قلیچ پور)

myminds (آیرا)

خاطرات ترک خورده (مرضیه)

پلی بین من و شما (دکتر دیه جی)

دانشجویان ترکمن دانشگاه پیام نور گرگان

زیست پژوهان گنبد کاووس

روستای قرنجیک خواجه خان

دختر ترکمن (جیران)

کم کم درخت می شوم

پیام بازرگانی

دنیای تو

ترکمن های مقیم جم

اهل سنت شمال

بچه های بندر تر کمن

آرمادا

راز گل سرخ (مایا)-(تعطیل شد)

بدون عنوان (ظهری)

ترکمن قیز (گزل)

لبریز از عشق

همه وبلاگ ها

 

 

 


ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک ارسال لینک

ابتدای صفحه

Design By: www.Bayragh.ir © 2006-2009

.استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است